دربارهٔ Ali Nasr

نویسنده نیستم. بیشتر خواننده ام. گهگاه دوست دارم تجربیاتم، نوع نگاهم به پیرامون، آموخته هایم و علایق و رویاهایم را با دیگران به اشتراک بگذارم. اینجا در این وبلاگ، گاهنویسی های اغلب شبانه ام را نگهداری خواهم کرد. در صفحه فیسوبکم به نام "مصورنامه یک اصفهانی در سفر" نیز گاه به گاه از تصاویر و تجربیاتم را به اشتراک خواهم گذاشت

ایران سپر دفاعی آهنین برای روسیه

این مطلب بقلم علی فضلی، یکی از دوستان قدیمی است.

ایران همچون سپر دفاعی آهنین برای روسیه در برابر غرب است!

✅ آقای رجب صفروف مدیر مرکز مطالعات ایرانِ معاصر در روسیه است. او میهمان ثابت شبکه های بی بی سی فارسی و ایران اینترنشنال است، در هر برنامه ای که پای منافع ایران و روسیه در میان است. او کسی است که رگ گردنش برای دفاع از منافع ملی روسیه باد می کند، تمام قد از هر موضع روسیه دفاع می کند و بارها با دیگر میهمانان ایرانی برنامه بر سر موضعش درگیری لفظی کرده است. (در پایان این متن میتوانید ویدئوی مصاحبهء وی راجع به همین موضوع را تماشا کنید)

◀️ او درباره کشور و مردم ایران چنین نظری دارد: ایران همچون سپر دفاعی آهنین برای روسیه در برابر غرب است!

▪️رجب صفروف کارشناس روسی: به ۱۳ دلیل ایران غربگرا برای روسیه بسیار خطرناک‌تر از ایران هسته‌ای است!

▪️وی می افزاید: ایران همچون سپر دفاعی آهنین برای ما (روسیه) در برابر غرب است و اگر دولتی غربگرا در ایران به سر کار بیاید از همان لحظه فروپاشی روسیه به‌شدت آغاز خواهد شد. بنابر این به هر قیمتی نباید اجازه فرصت تمایل ایران به غرب را بدهیم.

آنهایی که می گویند اکراین با ایران فرق دارد و روسیه هیچ خطر جنگی برای ایران ندارد باید برگردند درباره حزب توده پیش از انقلاب ایران، اشغال سفارت آمریکا و گروگان گیری ۴۴۴ روزه دیپلماتهای آمریکایی، در تنش دایمی نگه داشتن ایران با غرب به دست مزدوران داخلی در چهل سال گذشته، اشغال تبریز و مهاباد در دهه سی، و تعیین رژیم حقوقی دریای کاسپین (خزر) بی حضور ایران بیشتر بخوانند.

هر جنبش داخلی در ایران که با منافع روس ناسازگار بوده آنها مستقیم دخالت کرده اند.

جنگ در اکراین بزرگترین فرصت برای ایران است. آمریکا با ونزویلا بر سر خرید نفت گفتگو کرده است. جو بایدن (پس از کنار زدن دونالد ترامپ دوست بسیار نزدیک عربستان، امارات و اسراییل) به تازگی نتوانسته است با محمد بن سلمان و امیر امارات برای افزایش تولید نفت تلفنی گفتگو کند.

ایران می تواند در چنین برهه ای و در مرحله پایانی گفتگوهای برجام امتیاز ویژه ای از آمریکا برای افزایش تولید نفت بگیرد.

سلام. یه سوال دارم!

امروز صبح دلش میخواست بزنه تو کله ام!

دیشب ساعت ۱:۳۰ بامداد رفتیم خوابیدیم. من ولی طبق معمول ۷ صبح بیدار و سرحال بودم ولی چون میخواستم سر و صدا نکنم که نوشین بیدار نشه همونجور توی تخت دراز کشیده بودم و حوصله ام سر رفته بود. توی فکر بودم که یه لحظه دیدم تکون خورد.

آروم گفتم «سلام. یه سوال دارم!»

معمولا صبحها یه نیم ساعتی حتی سلام کردن بهش هم خطرناکه چون به قول خودش «ویندوزش دیر میاد بالا». ولی من واقعا سر صبح یه سوال واسم پیش اومده بود که داشت اذیتم میکرد. واسه همین به عواقبش فکر نکردم و گفتم «سلام. یه سوال دارم!»

همینجور یه چشمی، از لای یه طبق بالش و پتو که خودش را دم صبحها لوله میکنه لاشون تا یه موقع سر و صدا بیدارش نکنه، سرش را آورد بیرون و گفت «بگو».

گفتم صفتِ ماهی چیه؟ فامیل حمید ماهی صفت چرا ماهی صفته؟ مگه صفت ماهی چیه؟ مثلا اگه یکی فامیلش روباه صفت باشه یا گاو صفت باشه یا شیرصفت باشه آدم میدونه یعنی چی، ولی ماهی صفت به چی اشاره میکنه؟

بعد میخواستم لبامو مثل ماهی کنم براش ولی چون بلد نبودم فقط با صدای خش دار گفتم «واقعا صفتِ ماهی چیه؟»

بیچاره هم خنده اش گرفته بود، هم ماتش برده بود به عمق سوال، هم فکر کنم واسه خودش هم سوال پیش اومده بود، شایدم دلش میخواست واقعا بزنه تو کله ام! ولی به هر حال، یه صدایی شبیه باد وقتی لای شاخ و برگ میپیچه کرد و مثل لاک پشت سرش را برگردوند لای بالشها. آخه دیروز صبح که بیدار شده بودم و حوصله ام سر رفته بود، دیدم صورتش از لای بالش بیرونه. برام سوال پیش اومده بود که از فاصلهء چند سانتی متری اگه فوتِ آروم کنم بیدار میشه. دیگه سوال پیش اومده بود و طبق معمول به عواقبش فکر نکردم و همینجور آروم آروم فوت میکردم و یه سانت یه سانت میرفتم جلو.

یهو چشماشو باز کرد. من فوت که هیچ، نفسم یه لحظه بند اومد. چشمامو سریع بستم. یهو شنیدم که زد زیر خنده و خلاصه اینقدر خندیدیم که کامل بیدار شد و همه چیز به خیر گذشت.

ولی همه ی اینها را گفتم که بگم نمیدونم شما جواب سوال من را میدونید یا نه ولی من به جوابم رسیدم و گفتم با شما هم به اشتراک بذارم که شاید شما هم صبح که بیدار میشید واستون سوال باشه که صفت ماهی چیه و چرا اجداد حمید ماهی صفت این فامیل را انتخاب کردند.

نیمه خلاصه اینکه نماد ماهي از نمادهايیست که بسیار در ادبيات اساطيري، ديني و ادب منظوم و منثور در اغلب فرهنگها بکار رفته و هم در دوران پيش و هم پس از اسلام در ایران از این نماد به مراتب استفاده شده.

در اساطير «ماهي» به طور کلي مظهر حاصل خيزي و باروريه و این شامل همه ي اديان هم میشه. مثلا در قرآن در داستان يونس و یا داستان موسي و خضر ماهی نشانه واکاوي و شناخت خويشتن خويش است.

در ضمن دوازدهمین نشانه ی صور فلکی در منطق البروج (زودیاک) که معادل ماه اسفند (حوت) است، یک جفت ماهیست که احتمالا به ماهیگیری و به دام انداختن ماهی در این فصل اشاره داره؟

دو ماهی، یکی بالا و یکی پایین نماد ماه حوت یا اسفند است
کاری از محبوبه راسخ (مهرزاد)

در اوستا، دو ماهی از سوی اهورامزدا به نگهبانی گیاه گوکرن گماشته شدند. (گوکرن گیاهی است اساطیری که در ته دریا میروید و بیمرگی و عمر جاودان میآورد).

بشقاب دوره ساسانیان منقش به دو ماهی که نگهبان درخت زندگی هستند

همچنین در تفکر اساطیری ماهی بخاطر زندگی اش در آب (که عنصر اول از چهار عنصر حیات است) مقدس بوده. در آیین ایران باستان نیز ماهی نماد الهه ی ناهید و نشان فراوانی است. هزاران سال است که هنرمندان نماد ماهی را بر کوزه ها و جام های سفالین نقش میزدند. نقشی که یادآور روزی و برکت است و همچنین ماهی، گاهی با نماد آناهیتا به عنوان نشانی از برکت و باروری همراه شده است.

سکه طلای جهانگیرشاه با نقش حوت

نماد ماهی در اساطیر همچنین بعنوان موارد دیگری هم شناخته شده از جمله: نماد محافظ درخت زندگی، نماد برکت و روزی، نماد رستگاری، نماد خالقیت، نماد دگردیسی، نماد حاصلخیزی و باروری.

در آیین مسیحیت نماد ماهی بسیار برجسته است طوری که از همان ابتدای مسیحیت بعنوان نماد باور و ایمان بکار برده میشده و همچنین از مسیح هم بصورت ماهی و هم ماهیگیر یاد شده. درواقع ماهی چون در آب زندگی میکند، مظهر نمادین غسل تعمید بوده و نوزاد مسیحی که در آبِ غسل تعمید بدنیا می آید، شبیه ماهی، زنده در آب حیاتبخش است و همتای عیسی است.

ایکتیس به زبان یونانی به معنی ماهی، نمادی شامل دو کمان متقاطع است که دو کمان در تقاطع سمت راست از هم عبور می‌کنند و یادآور تصویر یک ماهی است. این نماد در دوران مسیحیت اولیه به عنوان یک نماد سرّی در میان مسیحیان کاربرد داشت. امروزه به این تصویر، نشان ماهی یا ماهی مسیح می‌گویند. برخی بعدها نشان صلیب را هم به آن اضافه کرده اند

در اندیشه ی مولوی ماهی نمادی است از انسان کامل. مثلا:

هست قرآن، حالهای انبیا

ماهیان بحر پاک کبریا

مولانا همچنین در اشعار خود از ماهی بعنوان نماد عاشق هم استفاده کرده است. در دیدگاه مولانا عاشق همواره از عشقِ معشوق در خود مرده است و به نام معشوق زنده شده است. یعنی از صفات برجسته عاشق، نیست و نابود شدن از خود و صفات خود است و هست شدن به صفات معشوق.

هر که جز ماهی ز آبش سیر شد / هر که بی روزی است، روزش دیر شد

اینجا ماهی نماینده و نماد عاشق است که هیچگاه از آب سیرآب نمیشود.

ماهی بعنوان نمادهای دیگری هم از جمله انسان بهشتی، سالک، عارف، کرامت، خویشتن، هدایت، جسم، زمین، و…. بکار برده شده است. البته ماهی در مثنوی معنوی در دو معنای مثبت و منفی بکار برده شده و مولوی بنابر اهداف خود از هر دو استفاده کرده.

همچنین بسیاری از ظروف سفالی و آثار هنری پیش و پس از اسلام در ایران منقش به نقش ماهی هستند.

خلاصه من نفهمیدم آخرش صفت ماهی چیه ولی احتمال میدم جد بزرگ خاندان ماهی صفت یکی از این نمادها را بعنوان صفت ماهی استفاده کرده. شایدم بلد بوده با لباش ادای ماهی در بیاره و بهش میگفتن ماهی صفت. الله اعلم.

اغلب موارد فوق برگرفته از مقالهء «تطبیق مفهومی نماد ماهی در اساطیر، قرآن و مثنوی معنوی و کاربرد آن در آثار هنری» بود که در سال ۱۳۹۸ در نشریه علمی – پژوهشی مطالعات هنر اسلامی منتشر شده بود.

سیمین قدیری

سیمین قدیری از نسل آن هنرمندانی است که درست قبل از انقلاب ۵۷، پیش از آنکه به اوج شهرت و شکوفایی برسند مجبور به حاشیه نشینی شدند. نسلی که برای بسیاری از ایرانیان دوران قبل و بعد از انقلاب همچنان ناشناخته است.

سالها پیش بصورت پراکنده یکی دو آهنگ از سیمین قدیری شنیده بودم ولی چند روز پیش بطور اتفاقی با آلبوم «آوازهای دیگر» روبرو شدم و تصمیم گرفتم ویدئوی پایین را که شامل تمام آهنگهای این آلبوم است تهیه کنم.

موسیقی تمام ترانه ها کار فریبرز لاچینی است و شعرها کار ژیلا مساعد، محمود کیانوش، بهروز رضوی و احمدرضا احمدی است. این مجموعه توسط کانون پروش فکری کودکان و نوجوانان تهیه شده است. قرار بود نسل ما، نسل سوختهء ۵۷ با این ترانه ها بزرگ شود اما افسوس.

آکواریوم ریپلی در تورنتو

چند هفته پیش سری به آکواریوم معروف ریپلی در مرکز شهر تورنتو زدم و ویدئوی پایین شامل بخشهایی است که جمع آوری کردم.

این آکواریوم در سال ۲۰۱۱ تکمیل و آمادهء پذیرش بازدیدکنندگان شد. هزینهء ساخت این آکواریوم ۱۳۰ میلیون دلار کانادا اعلام شده است.

سلام مستان – در یادبود محمدرضا شجریان

این ویدئو کاری است بسیار زیبا بمناسبت زادروز استاد محمدرضا شجریان با تنظیم بسیار عالی از پرهام بهادران

سلام مستان، کاری است تلفیقی از ۳۵ هنرمند ایرانی در نقاط مختلف جهان برای بزرگداشت زادروز استاد محمدرضا شجریان. طبق گفتهء سازندهء ویدئو، این کار کاملا مستقل و فقط با همدلی و عشق تولید شده.

سلام مستان

ناصرالدین شاه – اِبن آدم

نکاتی جالب راجع به بازی کامپیوتری که شخصیت اصلی آن ناصرالدین شاه است!

صحنه ای از بازی


اخیرا یک بازی کامپیوتری جدید به اسم «ناصر، پسر انسان (ابن آدم)» توسط یک شرکت بازی سازی اتریشی ساخته شده که درآینده ای نزدیک قرار است برای استفاده در کامپیوتر و کنسول به بازار عرضه بشه. در لینک پایین میتوانید ویدیوی چهاردقیقه ای تبلیغ بازی را تماشا کنید.
داستان راجع به حملهء رباتهای انگلستان به ایران است که به دستور ملکهء انگلستان انجام میشود و منجر به نابودی خاک ایران میشود. درنتیجه ناصرالدین شاه، پس از کشته شدن در نبرد، بصورت معجزه آسایی به زندگی بازمیگردد و به تنهایی علیه رباتهای اشغالگر قیام میکند.
جدای از داستان تخیلی، نکته های جالب توجه و ظرافتهای خاصی در ساخت بازی بکار گرفته شده از جمله لباس و موسیقی و معماری دوران قاجار در ایران یا استفاده از پرچم شیر و خورشید در بازی یا استفاده از کلمات و جملات فارسی در طول بازی. و اما جالبترین نکته شخصیت منفی مهاجمین و اشغالگران بریتانیایی است که به اسم مبارزه با تروریسم اقدام به کشتن شهروندان و حتی کودکان در طول بازی میکنند.

لینک رسمی وبسایت بازی:
https://enlightenedrobot.com/

گونهء دلتا و واکسنهای موجود – آنچه باید بدانید

ویدئوی پایین خلاصه ای است از گفتگویی که چند روز پیش در اینستاگرام توسط کوشیار عظیمیان و دکتر کیوان میرهادی راجع به گونهء جدید دلتا، تفاوتهای آن با گونه های قبلی، اثر واکسنها بر روی گونهء جدید و خطرات مضاعف این گونه انجام شد. اگر نگران سلامت خود و نزدیکان خود بخصوص داخل ایران یا در مناطق و کشورهایی هستید هنوز واکسیناسیون به اندازهء کافی انجام نشده است، این ویدئو را برایشان بفرستید.

سلام ای قهرمان

سلام ای قهرمان!


اشتباه نکن! با شما هستم دوست عزیز! اگر روزی کاری شاق و خاص در هر عرصه ای (مثلا هنر، سیاست، ورزش، و…) از دستت بر آمد و انجام دادی ما راه هم خبر کن تا تشویق و افتخار کنیم! وگرنه فحاشی و لعن و نفرین که آسان است.


بی مقدمه بگویم که به اعتقاد من اصغر فرهادی کارهایش در عرصهء فرهنگ و سینمای ایران فقط در یک جامعهء دوقطبی، خشمگین، و کوته بین نه تنها نادیده گرفته میشه بلکه با فحاشی و تخریب هم روبرو میشه. فقط در جامعه ای سیاست زده و عصبی و مستاصل است که همه چیز و همه کس را فقط از دریچهء موضعگیری مخالفت یا موافقت با نظام جمهوری اسلامی نگاه و ارزیابی و قضاوت میکنند. فقط در یک جامعه ای که هیچ چیز جای خودش نیست انتظار میرود که هر کس در هر قاموس و قامتی باید عین آنچه ما میخواهیم و فقط هم شعاردادنش را بلد هستیم، بگوید و بکند!جایی حتی خواندم کسی بعد از فحاشی نوشته بود چرا با ریش و ظاهر آخوندی در جشنوارهء کن ظاهر شده بود!


من از این جامعه میترسم و یکی از دلایل اصلی مهاجرتم از ایران و تا حدی دوری از جامعهء ایرانی مهاجر که فقط محل سکونتش عوض شده و همچنان ناهنجاریهای فرهنگی و اجتماعی خود را در کوله بار خود به این سو و آن سوی کشانده است، همین ترس بود. نه اینکه هر ایرانی خارج از ایران را در این مقوله گنجانده باشم و نه اینکه با هیچ ایرانی ای معاشرت نکرده باشم! برعکس یکی از بهترین دوره های مهاجرتم دو سه سال زندگی دانشجویی در سوئد بود و دوستانی که برخی هنوز جزو بهترین دوستان زندگی ام هستند از آن دوران است!


مشکلات جامعهء ایرانی چه ساکن ایران و چه خارج از ایران، بحثی جدا و مفصل است و من و شما هم بخشی از همان جامعه هستیم و حاصل برآیند فرهنگ و رفتار و آموزه های درست و غلط همان فرهنگ و هرکداممان ایرادات و مشکلات آموزشی و رفتاری خودمان را هم قطعا داریم (خواه آگاه از آن باشیم و خواه ناآگاه) ولی فراتر از آن، زندگی در جامعه ای که همه چیز را سیاه و سفید میبیند و خاکستری برایش معنایی ندارد خطرناک است! زندگی در جامعه ای که ذهنش را به روی هر حرف و نقد متفاوتی بسته است ترسناک است!


همین یک سال پیش بود که خبری راجع به یک شهروند مسلمان کانادایی که از قضا سالها قبل موضعگیری اش حمایت از بن لادن بوده و احتمالا افکار و عقاید تند مذهبی هم دارد، منتشر شد که احتمال ممنوع الورود شدنش هنگام بازگشت به کانادا از اروپا را مطرح میکرد. برخی ایرانیان طبق معمول زیر آن مطلب به حجاب و اسلام و مسلمان و حکومت و… فحش و بد و بیراه میگفتند و حکم صادر میکردند که اصلا باید جلوی ورود تمام این مسلمانها و افراد محجبه و… به کانادا گرفته شود.من کامنتی نوشتم با محتوای اینکه حق قانونی هر شهروندی است که به کشورش برگردد و اگر جرمی مرتکب شده در دادگاه رسیدگی شود. خیلی از کامنتها را هم نژادپرستانه خواندم (که بعدا متوجه شدم خیلیهاشان معنای نژادپرستی را فقط در برتر خواندن یک نژاد یا انداختن آدمها در کوره های آدمسوزی میدانند). در جواب این بحثها، کسی یکی از مضحکترین اتهامات را به من زد و اینکه «چون من در بکگراند ذهنم مذهبی هستم از افراد مذهبی دفاع میکنم». و این یکی از هزاران مثالی است که میتوان دید در مغزهای کوچک خیلی ها اصلا تصور اینکه کسی که اساسا لامذهب بوده و هست از حقوق شهروندی کسی که مذهبی است دفاع کند.


ذهنهای دوقطبی و صفر و یکی جامعهء ایران، ذهنهای سرخورده و سرکوب شده که تا حد زیادی آیینه ای است از منش حکومتهایی که در تاریخ صد سال گذشته یا بیشتر ایران وجود داشته، همه چیز و همه کس را در دو دنیای خیر و شر، خوب و بد، و دوست و دشمن، باید و نباید تقسیم میکند و خیلی راحت هر کس را که در دایرهء خوبی های تعریف شده در ذهنشان نگنجد، بلافاصله در سوی شر و بدی و دشمن قرار میدهد.


من از ایران رفتم با ترس و خشم و تا حدی بیزاری از جامعه ای که هر روز با آن مراوده داشتم. نه اینکه آدم خاص و متمایزی بوده باشم یا کار شاق و خارق العاده ای کرده باشم! من فقط تحمل خیلی از رفتارها و عقاید برایم سخت شده بود! همیشه هم این ترس را داشته ام که اگر در ایران هرکار متفاوتی در هر زمینه ای (مثلا نوشتن که علاقهء آن روزهای من بود) میخواستم بکنم، یا حکومت اجازه نمیداد، یا اگر هم اجازه میداد و من مجبور بودم با قواعد حکومت بازی کنم، بخشی از جامعه که همه چیز را صفر و یکی نگاه میکند علیه من نوعی موضعگیری میکرد. حالا من که عددی هم نیستم و نبودم، و کاری هم فراتر پرداختن به زندگی شخصی و حرفه ایم نکرده ام که حتی قابل قیاس باشد، ولی در کل برای این همه هجمه و حمله به اصغر فرهادی تاسف خوردم و تا حدی حس و حال و شرایطش را درک کردم.

صدا و تصویر نوار قصهء گربه های اشرافی و گربه های زیر شیروانی‎

برای خیلی از هم نسلهای من، نوارهای قصهء سوپراسکوپ خاطرات دوران کودکی را زنده میکند. قصه های بیاد ماندنی ای مثل گربه های اشرافی و گربه های زیرشیروانی. در دورانی که نه گوشی همراه بود و نه اینترنت و بازی های کامپیوتری، این کتاب، به همراه چندین کتاب قصهء دیگر جزو محبوبترین قصه های کودکی من بودند. در این ویدئو، برای اولین بار تصاویری از اصل کتاب گربه های اشرافی را بر روی صدای نواری که همراه کتاب بود گذاشتم تا شاید شما هم، همسفر خاطرات دوران کودکی من باشید. لازم به توضیح است که صدای این نوار قصه قبلا بارها از منابع مختلف بازنشر شده بود. چیزی که این ویدئو را از مابقی متمایز میکند تصاویر کتاب و انیمیشن داستان است که بر روی صدا گذاشته شده اند.

امیدوارم که لذت ببرید و برای دوستان دیگر هم ارسال کنید.

سفری 2 روزه به پارک جنگلی الگونکوئین در استان اونتاریو/کانادا

پارک الگونکوئین یکی از پارکهای جنگلی محافظت شده در کانادا است که به آن کشور خرسها هم گفته میشود چراکه محل زندگی حیوانات مختلفی از جمله خرسهای سیاه و گوزنهای قطبی است.

افراد زیادی سالانه به این پارک برای طبیعت گردی و کمپینگ سفر میکنند. خیلی ها ممکن است برای رسیدن به نقطه ای خاص در این جنگل چند روز قایق سواری کنند تا بالاخره به نقطه ی دلخواه برسند. سفر دو روزهء ما البته ساده تر از اینها بود و ما شب را در کابین شکارچیانی که چند دهه پیش این کلبه را در بین جنگل ساخته اند گذراندیم.

ویدئوی پایین صرفا گوشه ای کوچک از این جنگل پهناور است. امیدوارم از تماشای آن لذت ببرید

سفر دو روزه به پارک جنگلی الگونکوئین