آیا پرچم کردستان نشانی از جدایی طلبی است؟


از دوستی کُرد درباره پرچم کردستان و ارتباطش با جدایی طلبی پرسیدم. قبل از پرداختن به نظر این دوست، دیدگاه شخصی خودم این است که در هر جای دنیا مردم باید این حق را داشته باشند که در انتخابات آزاد رای بر استقلال و یا ماندن در کشور مرکزی بدهند.خواه کاتالانِ اسپانیا، خواه کِبِکِ کانادا، خواه کردستانِ ایران.
و اما پاسخ دوستم: سوال کُلی است و جواب واحد نداره.این پرچم هم با جدایی طلبی میتونه جمع پذیر باشه و هم کاملن مجزا. بخودی خود هیچ چیز دیگری رو نمی‌تونه بیان کنه بغیر از اشتراکات ایرانی و کُردی. ایرانی به دلیل سه رنگش و کُردی به دلیل خورشیدی با ۲۱ پرتو که اشتراکات کُردی توش به شکل سمبولیک بیان شده. با تمام تفاوتهای بنیادی، از جمله زبان، فرهنگ، جغرافیا و… کُردها در طول تاریخ سعی کرده‌اند ایرانی باقی بمانند اما متاسفانه همیشه بعنوان خرده فرهنگ و فاقد اصالت و… باهاشون برخورد شده. در نتیجه، کاملن طبیعیست یک عده تمامیت طلب پرچم کردی را بعنوان نشانه جدایی طلبی طلقی بکنند. اینها می‌ترسند که ستمی که به کردها شده است را قبول کنند (صورت مساله را پاک میکنند). پرچم به خودی خود هیچ گاە معنی تجزیە طلبی نداشته و ندارد. پرچم وسیله ایست برای گرد هم جمع شدن کردها، همانند هر پرچم دیگری.
از این بابت این را تاکید میکنم که بین ما کردها، همانند تمامی جوامع دیگر، قاعدتا فکر واحدی وجود ندارد. بعنوان مثال، این نظرِ من برای کسی که کار سیاسی می کند می تواند خام و حتی خیانت به آرمانها باشد (منی که حکومت ایران دو برادرش را به جرم آزاد خواهی کشتە و مادرش از غصه شون سرطان وجودش را فرا گرفت). اما به نظرشون احترام میگذارم، آن هم دیدگاهیست بر مبنایی دیگر. همەی احزاب سیاسی سنتی کردستان دمکرات،کومله و حتی پژاک(که مقبولیت بسیار کمتری دارد) به یک سیستم فدرالی در چهارچوب یک ایران واحد نظر مساعدی دارند. برای مستند کردن این قسمت کافیست به مصاحبه قاسملو، عبداللە مهتدی، ناصر رزازی و… با بی بی سی فارسی نگاهی انداخت. در بین اقشار فرهنگی کردهای ایران و کردهای دیاسپورا، گروە بزرگی هستیم کە معتقدیم که باید در یک سیستم فدرالی ساز و کاری قانونی وجود داشته باشه که ضامن منافعمان بعنوان کرد باشد.
چنانچه همەی عقب ماندگی ها و ستمهای تاریخی به کردها فراموش شود، بایستی بتوان از طریق رفراندوم راە دیگری در پیش گرفت همانند آنچیزی که مثال کم ندارد: نمونه اش هم همان انگلیس است که با وجود تمامی امکاناتش در سطح جهانی چون منافع اسکاتلند را تامین نمیکرد. درصدی از جمعیت اسکاتلند خواستار جدایی از انگلیس شدند (هر چند با درایت سیاسیون انگلیس اتفاق نیافتاد). با این وجود، اگر راهکرد سیاسیون ایران به کردستان مانند قبل بماند، کردستان نباید خود را مقید به پیمان اخوتی بکند که هیچ وقت از طرف سایر ایرانیها برایش ارزشی قایل نشدە است.
کلام آخر:ما تشابهات فرهنگی زیادی داریم با سایر ایرانیها اما تفاوتهای زیادی نیز داریم که ما شدیم کُرد و نه آذری، بلوچ، فارس. اگر به تفاوتهای کردها به اندازەی تشابهاتشان احترام گذاشته شود، از نظر آماری درصد بزرگی از کردها دوست دارند در چهارچوبی مشترک به اسم ایران زندگی کنند.

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s