استخوان در زخم

امروز مریضی داشتم که استخوان توی زخم داشت. مرد هشتاد ساله ای که سالهاست دیابت داره و حس لامسه و درد در پاهاش از بین رفته. نوک یکی از انگشتهای پاش زخمی ایجاد شده که نوک استخوان انگشت ازش اومده بیرون و همین مانع خوب شدن زخم میشه.
امروز نوه اش که دختر جوانی بود همراهش آمده بود. مشغول درمان زخم پای بیمار بودم که نوه اش ازم پرسید چند سال برای پودیاتریست (شیراپودیست) شدن باید درس خوند.
گفتم در کل ۷ سال. ۴ سال لیسانس و ۳ سال شیراپودی. اما در مورد من یه کم فرق میکنه. ۸ سال ایران پزشکی خوندم و بعد ۲ سال سوئد ارشد ژنتیک ملکولی خوندم و روش ۳ سال هم شیراپودی.

اینجا حرف که رسیدم نوه رو به پدربزرگ کرد و گفت مثل آرش که مدرکش را از ایران قبول نکردند. پرسیدم آرش کیه؟ گفت دوست پسر سابقم. پرسیدم ایران چی خونده بود؟ گفت کامپیوتر.
با تعجب گفتم چطور مدرکش رو قبول نکردند؟
گفت چون به انگلیسی نبود!

توی دلم داشتم میگفتم خب میتونست بده ترجمه! و مدرک من را قبول کردند ولی من نمیخواستم برم توی مسیر پزشکی و… و داشتم تجزیه تحلیل میکردم که با هیجان ادامه داد که توی ایران میخواستن اعدامش کنن.

برام جالب شد! گفتم برای چی اعدام؟؟
گفت بخاطر کارهای سیاسی. بهش ۹۰ روز فرصت دادند که ایران را ترک کنه وگرنه اعدامش میکنند.

اینجا بود که قضیه برام حل شد. از همین قصه هایی که دوستان پناهجو میان اینطرف آب و تعریف و تحریف میکنند. از همین دوستان استخوان در زخم!
خیلی دلم میخواست بگم همچین چیزی بعیده! خیلی دلم میخواست بگم خیلی خیلی بعیده کسی را صرفا بخاطر کار سیاسی اعدام کنند! زندان چرا، آزار و اذیت و تحقیر و تحریم و تبعیض و هزار مشکل دیگه چرا! ولی اعدام خیلی بعیده. تازه بعیدتر اینه که به همچین مجرم سیاسی ای که حکمش اعدامه فرصت ترک کشور بدن! میخواستم بگم تازه بعیدتر از اون اینه که مدرک تحصیلی اش را چون به فارسی بوده قبول نکنند! میخواستم بگم این دوست پسر سابق شما خیلی حرفهاش جای سوال داره ولی نگفتم. چون نمیخواستم فضای درمان بیمار به فضای بحث بی ربط تبدیل بشه. سکوت کردم و از بیمار راجع به وقت ویزیت هفته آینده اش سوال کردم.

اما کاش میشد یک جوری به شما آرش خان ساکن تورنتو، که گویا اسم شناسنامه ایتون نیما است بگم نمیدونم واقعا مدرک تحصیلی از ایران داری یا نه ولی اگه داری، تبدیلش به انگلیسی و ارزیابی کردنش کار چند روز و چند هفته است.
کاش میشد یک جوری از شما آرش خان ساکن تورنتو سوال کنم جرم سیاسی شما چی بوده که حکمش اعدام به شرط عدم فرار بوده؟!
کاش میشد به شما آرش خان بگم اگه به اداره مهاجرت دروغ گفتی دیگه گفتی! ولی لامصب لااقل به آدمهای عادی این دروغها و قصه ها را نگو.

Advertisements

یک گزارش کوتاه از پرواز به ایران

توی فرودگاه شهر کیف، اوکراین، پرواز ترانزیت سه ساعت تاخیر داشت. یک سری از مسافران ایرانی غر می‌زدند که ببینید چطوری با ایرانی‌ها رفتار میکنند.

توی اون سه ساعت من یک فیلم از روی لپ‌تاپ دیدم که تقریباً مزخرف بود. هدفون را برداشتم و برای مدتی به بحثهای چند تا از مسافران ایرانی که کمی دورتر دور هم جمع شده بودند گوش کردم. یکی با حالت نیمه عصبی می‌گفت آخه این آدم مگه چیکار کرده که میتونی بهش اعتماد کنی و طرفدارش باشی؟ مخاطبش می‌گفت همین که میگه هرچی رای و خواست مردم باشه خیلی مهمه. یکی دیگه با حالت تمسخر می‌گفت مثلا چطوری میخواد اجراش کنه؟ این حتی نتوانسته یک مدرک دانشگاهیش را تموم کنه! هیچ سابقه موفق کاری و سیاسی هم که نداره! حرف رو که من هم بلدم بزنم. مخاطبش جواب داد همین که پدر و پدربزرگش به مملکت خدمت کردند کافیه. یکی دیگه با کنایه می‌گفت آره کافیه! آره خدمت کردند. بعد روش را کرد اون طرف و دیگه توی بحث شرکت نکرد. یکی هم داشت راجع به عربها که چه به سر این مملکت آوردند نطق میکرد.
کنار من یک زن و شوهر جوان نشسته بودند. دختر محجبه بود. پسر تلفنی با یک نفر حرف میزد و می‌گفت بله حاجی، رسیدم حتما میگم پول را واریز کنند. بعد از تلفن رو به همسرش کرد و گفت اینجا ۶۵ سالگی بازنشسته میشن، حاجی جانبازه، هفتاد و پنج سالش هم هست و هنوز صبح تا شب کار می‌کنه. هدفون را گذاشتم و به موسیقی گوش کردم.

بعد از مدتی گیت پرواز را ما را عوض کردند. نزدیک زمان پرواز بود و هنوز نه خبری از پرسنل فرودگاه بود و نه خبری از پرواز. دست آخر هم گفتند از پله ها پایین بریم و سوار اتوبوس بشیم که ببرنمون پای هواپیما. یک سری غر می‌زدند که چون پرواز به ایران بود گفتند از پله ها پایین بریم و اینجوری با ما رفتار کردند.

با اتوبوس رسیدیم پای هواپیما، هوا خیلی سرد بود، اغلب مسافرها با عجله از اتوبوس پیاده شدند ولی در هواپیما بسته بود. چند دقیقه ای توی سرمای استخوان سوز زمستان اوکراین لرزیدیم. یک سری فیلم و عکس می‌گرفتند برای شبکهء من و تو، و می‌گفتند ببینید این است عظمت پاسپورت ایرانی و ببینید ما را در سرمای زمستان پشت درهای بستهء هواپیما نگه داشتند.

توی هواپیما یک بچهء سه چهار ساله حدود یک ساعت گریه میکرد و جیغ میزد. تمام مسافران کلافه شده بودند. صندلی بغلی من با عصبانیت و چهارتا بد و بیراه می‌گفت فقط یک بچه ایرانی می‌تونه اینقدر جیغ بزنه. مسافر ردیف بغلی می‌گفت برم بهش بگم عمو جون برو تو حیاط بازی کن و در هواپیما رو واسش باز کنم. چند دقیقه بعد خوابم برد.

به فرودگاه تهران رسیدیم. توی صف برای چک شدن پاسپورتها ایستاده بودیم. صف کناری خلوت تر بود. به نفر پشت سری گفتم فکر کنم بریم اونطرف تر زودتر رد بشیم. گفت فرقی‌ نداره از هر طرف بری آخرش میری تو «عن دونی».

آیا جنگی در راه است؟

سالها پیش در خبرها خواندم یکی از سیاستهای غرب دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی در منطقه است. اولین بار که این خبر را دیدم برایم عجیب بود. با خودم میگفتم مثلا چطور میخواهند چنین سیاستی را اجر کنند. آن موقع در تصورات خودم مفهوم شیعه-سنی بیشتر تداعی زاهدان و کردستان و تقویت تروریستهایی مثل جندالله و عبدالمالک ریگی بود.
اما امروز شاید بیشتر و در ابعاد گسترده تری روش اجرای چنین سیاست و ایجاد تنش در منطقه و دامن زدن به اختلاف شیعه و سنی در خاورمیانه را درک میکنم.
شاید ۶-۷ سال پیش ایران و شیعه تا این حد در کشورهای عربی-سنی منفور نبود. آنچه در سوریه و با حمایت نظامی/دولتی ایران اتفاق افتاد چنان موج خشم و نفرتی در بین کشورهای عربی علیه ایران و شیعه ایجاد کرده است که دیگر محدود به دولتها و گروههای تندرو نیست. کافی است با برخی افراد عادی کشورهایی مثل مصر و قطر و امارات و حتی عراق وارد گفتگو شوید تا میزان خشم و کینه را در نحوهء حرف زدن و برخوردشان حس کنید.
sunnishia
اوایل سال گذشتهء میلادی در اوج بحران کشتار کردها در ترکیه، وارد ایستگاه مترو شدم و دیدم دو جوان چشم و ابرو مشکی پارچه ای بدست گرفته اند که روی آن نوشته است «ترکیه مشغول قتل عام کردهاست». من که از طرف مادری رگ کردی دارم همیشه نسبت به کردها احساس همدلی داشته ام. جلو رفتم و با یکی از آنها دست دادم و ابراز همدلی کردم.
گفتم مادر من هم کرد است و خیلی از شنیدن این اخبار متاسفم. جوان کرد با خوشحالی پرسید که مادرم کرد کجاست و من گفتم کرد ایران.
لبخند روی صورت پسر محو شد و با کمی لکنت ناشی از شاید خشم و تردید و با اخمی به صورت گفت ایران توی سوریه چیکار میکنه (شاید ترجمهء دقیقتر این باشه که ایران در سوریه چه غلطی میکنه).
من لبخند زدم و گفتم از شنیدن اون اخبار هم ناراحتم و امیدوارم هرچه زودتر وضعیت خاورمیانه به ثبات و صلح برسه.
پسر جوابی نداد و سعی میکرد چشمهایش را از چشمهای من بدزد. در همین لحظه بود که قطار رسید و من سر شانه اش زدم و گفتم به امید اینکه همه جا صلح باشه و به سمت قطار رفتم.
 
سه سال پیش کنفرانسی در دانشگاه کونکوردیای مونترال برای بررسی وضعیت سوریه بود. یک سخنران (که بعدها گفته شد مامور سی.آی.ای بوده) در حمایت از مبارزهء مسلحانه و جنگ تمام عیار علیه حکومت بشار اسد آمده بود و یک سخنران در حمایت از مبارزهء بدون خشونت. اغلب شرکت کننده ها عربهای سوری، عراقی و لبنانی بودند.
من و دوست ایرانی ام وسط جمعیت نشسته بودیم. اواسط جلسه بود که با چند خانم که کنار من نشسته بودند وارد خوش و بش شدیم. پرسیدند اهل کجا هستیم و وقتی گفتم ایران، یکی از خانمها که جوانتر بود و پرهیجان تر، شروع کرد به انتقاد از ایران و اینکه دست ایران به خون مردم بیگناه آلوده است. حدس میزدم که دارد سعی میکند مودب باشد و خشم خودش نسبت به حکومت ایران را سر من خالی نکند. من فقط ابراز ناراحتی از وضعیت موجود کردم. حرف بیشتری برای گفتن نداشتم.
بعدا با چند نفر از افراد حاضر در جلسه که دو سه نفرشان از قضا سوری بودند برای شام به رستورانی رفتیم. غم دیدن صحنه های کشتار و فیلمهای مستندی که در آن جلسه دیدم هنوز با من باقی مانده است.
 
چند روز پیش مقاله ای میخواندم که میگفت آمریکا و اسراییل در طرحی مشترک مشغول حمایت مالی و نظامی از چند کشور عربی هستند که علیه ایران اقدام نظامی کنند. مقاله میگفت که آمریکای زیر مدیریت ترامپ خودش وارد جنگ مستقیم با ایران نخواهد شد ولی بصورت غیرمستقیم قصد مقابله با ایران را دارد. اولین میدان عملیاتی این تقابل هم سوریه یا یمن خواهد بود.
امروز مقاله ای خواندم که وزیر خارجه عربستان می‌گوید کشورش حاضر است به سوریه نیروی نظامی بفرستد تا علیه داعش، ایران و نیروهای بشار اسد یا حزب‌الله مبارزه کنند.
 
انگار تمام قطعه های پازل جنگ هر روز کنار هم قرار میگیرند. انگار دوباره سایهء شوم جنگ یا سایهء ترس از جنگ قرار است روی سر ما بیافتد.
 
این وسط چیزی که هنوز برای من قابل درک نیست این است که چه کسانی و با چه منافعی در حکومت ایران خواهان ایجاد تنش و جنگ احتمالی هستند.
آیا این احتمال را نمیدهند که بروز جنگ باعث سرنگونی و فروپاشی حکومتشان میشود؟
آیا در حباب توهمات قدرت نظامی خود علیه کشورهای همسایه و آمریکا و اسراییل هستند؟
آیا شرایط امروز را با جنگ عراق و ایران یکی میدانند؟
آیا دلخوش به حمایت چین و روسیه هستند؟
جواب این سوالها شاید به درک بهتر برخی رفتارهای غیرقابل درک حکومت ایران کمک کند.

اهواز جان

این متن زیبا را آزاده هراتیان نوشته:

« اگر در اهواز زندگی کرده باشید، زیاد می‌شنوید که “ آمدیم یک سال بمانیم و برگردیم، شده است بیست سال، سی سال، شده است یک عمر”. خاکش پاگیر است. پایت را اگر نگیرد، دلت را حتما گرفتار می‌کند.

اهواز، گره خورده با

دم و شرجی

شادی بی‌دلیل

صداقت و مرام و بی‌ریایی

یکرنگی، شایدم بی‌رنگی

گره خورده با صبر و استقامت و مقاومت

ولی تا کدام پیروزی؟…

اهواز، گره خورده با

شهید

پیر

جوان

نوجوان…ناکام

داغ

داغشان…

فرو نخواهد نشست از دل داغ‌دیدگانشان…تا ابد

اهواز، گره خورده با

خاطره جنگی که به پیروزی ختم شد و می‌رفت که ارمغان شادی بشود برای مردمش

می‌گویند” خاک مرده سرد است”

ولی خاک اهوازِ فراموش شده

تفتان و تب‌دار

و داغش همیشه تازه است

چه ناجوانمردانه پیروزیت را آذین نبستیم

خاکت…چه زیر پایم، چه بر سرم، چه در چشم و حنجره ام

عزیز است

دل من همیشه دربندت و دردمندت خواهد ماند، اهوازِ جان.»

غذاهای مضر برای سگهای خانگی

سالها پیش استاد درس انگل شناسیمان گفت که نباید به سگ خانگی قند و گوشت خام یا نیم پز (مثل کباب) داد چون گوشت خام ممکن است حاوی انگلی خطرناک باشد که در بدن سگ رشد میکند و به انسان منتقل میشود. قند هم باعث عوارض مختلفی از جمله دیابت و تنگی عروق خونی (درست مثل عوارض قند در انسان)‌ میشود.

اما ماجرا فقط به این دو مورد ختم نمیشود و متاسفانه بسیاری از افرادی که سگ خانگی دارند از غذاهایی که برای سگ مضر است و حتی میتوانند باعث مرگ حیوان شوند اطلاعی ندارند. بارها دیده ام برخی با تعجب یا تمسخر راجع به فرهنگی که در آن غذای آماده و کنسرو شده به حیوانات خانگی شان میدهند صحبت میکنند و با افتخار میگویند که غذای سگمان هرچه خودمان میخوریم است. این موضوع باعث شد که مطلب پایین راجع به غذاهای مضر را تهیه کنم و امیدوارم افراد علاقه مند به نگهداری حیوانات به این موضوع توجه بیشتری داشته باشند

foods-dogs-should-not-eat-human-foods-that-are-dangerous-to-dogs

۱- شکلات: شکلات علاوه بر کافئین ماده ای به نام تئوبرومین دارد (بخصوص شکلاتهای تلخ) که در سگ و گربه باعث استفراغ، دل درد، لرزش عضلات، به هم خوردن ریتم ضربان قلب، تشنج و حتی مرگ میشود. خیلی ها فکر میکنند شکلات چندان مضر نیست اما خطر شکلات را بخصوص در سگهای کوچکتر و حتی با خوردن یک تکه کیک شکلاتی جدی بگیرید و حتما با دامپزشک خود مشورت کنید.
 
۲- قند و شکر: مواد شیرین حاوی گلوکز هستند. ماده ای شیرین و وسوسه انگیز هم برای انسان و هم حیوان. گلوکز در بدن انسان و حیوانات عوارض گوناگونی از جمله ایجاد التهاب و تنگی عروق و همچنین در مقادیر بالا باعث از کارافتادگی پانکراس و ابتلا به بیماری دیابت میشود. علائم دیابت در سگها نیز مشابه انسان شامل تشنگی و گرسنگی بیش از حد، ادرار کردن مکرر حتی گاهی عدم کنترل ادرار و همچنین تاری دید و کدری چشم میباشد.
 
۳- پیاز و سیر: ضرر پیاز برای انسان فقط بوی دهان و اشک چشم است! اما عوارض آن برای سگ و گربه بسیار جدی تر است. پیاز و سیر حاوی ماده ای هستند که در سگ و گربه باعث آسیب به گلبولهای قرمز خون میشود. این عارضه چه از طریق پیاز و سیر خام و چه پخته میتواند باعث کم خونی، خستگی دائم و حتی در صورت مقدار زیاد باعث مرگ حیوان شود. توجه داشته باشید که پیاز در خورشت و انواع غذاهای خانگی وجود دارد و به همین دلیل است که هرگونه غذایی که در آن پیاز وجود دارد برای سگ خطرناک است.
۴- قهوه: شاید بعید باشد کسی به سگ خود قهوه بدهد اما به هر حال از انسان هر کاری بر می آید. قهوه حاوی ماده ای است که باعث تحریک سیستم عصبی سگ و درنتیجه بروز استفراغ، بی قراری، طپش قلب و حتی مرگ میشود.
 
۵- انگور و کشمش: هنوز مادهء مسموم کننده در انگور و کشمش که باعث عوارض در سگ میشود کشف نشده است اما به هر حال خوردن آنها میتواند منجر به آسیب یا حتی از کار افتادن کلیه های حیوان شود. همچنین ممکن است حیوان دچار اسهال و استفراغ، کاهش فشار خون و بی اشتهایی شوند. از کار افتادن کلیه ها میتواند باعث مرگ حیوان شود. توجه داشته باشید که عوارض و خطرات کشمش از انگور بیشتر است.
 
۶- مشروبات الکلی: سگ به دلیل جثه کوچکترش نسبت به انسان خیلی بیشتر میتواند از مصرف الکل أسیب ببیند. اگرچه سگ بصورت غریزی از بوی الکل فرار میکند اما ممکن است سگ شکلاتهای الکل دار و یا نوشیدنیهای الکلی با درصد پایین تر مانند آبجو مصرف کند.
همچنین آبجو بدلیل مخمر موجود در آن میتواند برای حیوان مشکلات مختلف گوارشی بوجود آورد.
 
۷- محصولات لبنی از جمله شیر: برخی از سگها هم مانند برخی انسانها به لاکتوز موجود در شیر حساس باشند و این باعث اسهال و استفراغ و مشکلات گوارشی میشود. اگرچه این عارضه به خودی خود کشنده نیست اما میتواند باعث عفونتهای گوارشی خطرناک شود.
 
۸- هستهء سیب: هستهء سیب و همچنین برخی دیگر از میوه ها مانند هلو و آلو دارای ماده ای به نام سیانید هستند که حتی برای انسان هم میتواند خطرناک باشد. بدلیل جثهء کوچکتر حیوان عوارض این ماده میتواند بسیار شدید تر از انسان باشد. این عوارض شامل سرگیجه، سختی تنفس، تشنج، سنکوپ، بیهوشی و حتی کوما شود.
 
۹- تخم مرغ خام: تخم مرغ خام حاوی آنزیمی است که باعث کاهش ویتامین ب در بدن و درنتیجه کم خونی حیوان میشود. همچنین تخم مرغ خام میتواند حاوی باکتری سالمونلا باشد که باعث عفونت گوارشی حیوان میشود.
 
۱۰- آدامس: جدای از شیرینی موجود در آدامس، ماده ای در همهء آدامسها ازجمله آدامس بدون قند وجود دارد که برای انسان مضر نیست ولی برای سگها سمی است. جدای از این مادهء مسموم کننده، خود آدامس میتواند باعث انسداد روده و حتی مرگ حیوان شود. همچنین ماده ای در آدامسهای بدون قند (رژیمی) وجود دارد که باعث افزایش انسولین و درنتیجه کاهش شدید قند خون و نیز نارسایی کبد حیوان میشود.
۱۱- استخوان مرغ: استخوان مرغ پس از آنکه زیر دندانهای سگ خرد شد ممکن است بصورت نوک تیز و شبیه سوزن یا تیغ ماهی بلعیده شود و در گلو یا مسیر گوارشی باعث زخم و پارگی شود
 
فراموش نکنیم. آنچه شما به عنوان غذای خود انتخاب میکنید، حتی اگر برایتان مضر باشد، حاصل اختیار و آگاهی خود شماست. اما حیوان خانگی چنین اختیار و آگاهی ای ندارد و این شمایید که مستقیما مسوول سلامت و تغذیهء مناسب حیوانات خانگی تان هستید.
برای پیگیری شبنویس در تلگرام روی لینک زیر کلیک کنید