رفتار افراد در اینترنت تا چه حد مرتبط با رفتار و شخصیت آفلاین آنهاست؟

چند وقت پیش نگران دوستی بودم که از دید من درگیر یک رابطهء اشتباه با فردی است که طرز رفتارش در اینترنت اغلب پرخاشگرانه، تحقیرکننده، پرکنایه و خودبزرگ بbehaviorینانه است. درست همان زمان بود که بارها در طول دوران پیش از انتخابات با رفتارهای مختلف و واکنشها و کامنتهای زشت و خشونت آمیز در اینترنت هم مواجه شدم.
این موضوع باعث شد تا با سوالی مواجه شوم. اینکه رفتار یک فرد در اینترنت تا چه حد منعکس کنندهء شخصیت واقعی و رفتار او در زندگی روزمره است.
تا چه حد میتوان از روی رفتارهای فضای آنلاین به شخصیت،‌ هویت یا حتی تشخیص ناراحتی های اعصاب و روان پی برد.
برای پیدا کردن جواب، چند روزی است که مقاله ها و مطالب زیادی خواندم. هرچند که مطالب علمی مرتبط با این موضوع هنوز بسیار محدود و کم است ولی متن پایین خلاصه ای است از آنچه جمع آوری کردم.
شخصیت یا پرسونالیتی ما منبع تمام احساست، ادراک (شناخت)، قضاوت و رفتار ماست. ساختار شخصیت را به کوه یخی تشبیه کرده اند که ما فقط نوک قلهء آن را میبینیم. (بحث خودآگاه و ناخودآگاه و نیمه خودآگاه را میتوان در این رابطه بسط داد که در آینده به آن و ارتباط آن با رفتارهای ما در اینترنت خواهم پرداخت)
یکی از مظاهر شخصیتِ فرد، نوع کنش و واکنش او با دیگران در روابط اجتماعی است، چه در فضای آنلاین (به اصطلاح مجازی) و چه در محیط آفلاین (به اصطلاح واقعی).
گفته میشود که حضور در فضای آنلاین، به دلایل مختلف شرایط و محیط امنی را فراهم میکند که افراد بی پرواتر و راحتتر خود را نشان میدهند.
این دلایل شامل موارد زیر میشود: روبرو نشدن فیزیکی با فرد مخاطب، ناشناس بودن، راحتی در پیدا کردن افراد همفکر و مشابه، و قابلیت بالای تنظیمات و انتخاب هدفمند مخاطبین.
بحث مهم دیگر هویت یا آیدنتیتی است. هویت هر فرد یعنی حس استقلال و مجزا بودن او از محیط، حسی که برای هر کس مختص و منحصر بفرد است.
برخی معتقدند که هویت در دوران نوجوانی شکل میگیرد و برخی میگویند شکل گیری آن از همان دوران نوزادی شروع میشود. اما به هر حال نظریهء غالب این است که هویت در تمام طول عمر قابل تغییر، و تحت تاثیر شرایط و محیط است.
شناخت هویت یک چالشی مهم در تمام طول عمر است که هر فرد در جواب اینکه «من چه کسی هستم» جواب آن را برای خود تعریف میکند.
یکی از قابلیتهای انسانها تعریف یک یا چند هویت مختلف برای خود است. فضای اینترنت برای این منظور، شرایط بسیار مناسبی فراهم کرده است و از این رو افراد قادر شده اند در اینترنت برای خود هویتی متفاوت از آنچه اطرافیان و نزدیکان میشناسند تعریف کنند.
گفته میشود افرادی که در گذشته و بخصوص در دوران کودکی/نوجوانیِ خود تضادها و تعارضات متعددی داشته اند و نوانستنه اند به هویت مستقل خویش دست یابند، در فضای آنلاین این فرصت را پیدا میکنند که هویت و تعاریف مختلفی از خود را تجربه و آزمایش کنند.
همچنین تصور خیلی ها این است که افراد بخاطر جبران کمبودهای شخصیتی خود به فضای آنلاین پناه میبرند اما تحقیقات نشان میدهند که اتفاقا خیلی ها برای گسترش دادن یا بیشتر بروز دادن خصوصیات نهفته و سرخوردگی های روزمرهء خود به سراغ شبکه هی اجتماعی فضای آنلاین میروند.
فراموش نکنیم که هر دو، و تاکید میکنم هر دو رفتار آنلاین و آفلاین ما واقعی و بخشی از واقعیت وجود و شخصیت ما هستند.
یک فرد در دنیای واقعی نمیتواند از جنبهء روانی کاملا سالم ولی در دنیای آنلاین رفتاری بیمارگونه داشته باشد و برعکس.
خیلی ها تصور میکنند که شخصیت و رفتار شما در اینترنت پشت نقابی نهفته است و نمیتواند چهرهء واقعی شما را نشان نمیدهد. این باور بخاطر این فرض غلط است که دنیای آنلاین دنیایی مجازی و غیرواقعی است. حال آنکه سالهاست که تمام منابع علمی تاکید میکنند که دنیای آنلاین هم دنیایی واقعی است و هرآنچه در آن اتفاق می افتد و هرآنچه در آن گفته میشود بر روی دیگران اثری واقعی و گاه دائمی میگذارد.
فراموش نکنیم که هرچند فضای اینترنت یک نوع جامعهء آنلاین است ولی این جامعه متشکل از انسانهایی حقیقی است. نظریهء غالب این است که رفتار انسانها در این جامعه چیزی مجزا و متفاوت از رفتار آنها در دنیای روزمره و فردی و اجتماعی آنها نیست.
برخلاف باور بسیاری از مردم، آنچه در محیط آنلاین گفته و نوشته میشود بطور مستقیم روی رفتار، ذهن، باور و احساسات گوینده و مخاطب اثر میگذارد.
جزء به جزء و تمام آن تصاویری ارسالی از باشگاه ورزشی، مهمانی، نوشته های توئیتری، سلفی های خنده دار، جمله های فیلسوفانه، رفتارهای عصبی و پرخاشگرانه، عکسهای غذا و گل و حیوان و… همگی واقعی هستند و همگی بخشی از شخصیت، دیدگاهها، سلایق، قضاوتها، نگرشها و تصمیمات فرد ارسال کننده اند.
البته همهء ما در طول زندگی ممکن است در مقاطعی رفتاری متفاوت با آنچه خود واقعی ما است داشته باشیم اما وقتی رفتار یک فرد چه در دنیای آفلاین و چه در دنیای آنلاین بصورت یک الگوی تکرار شونده، دائمی و منسجم دربیاید دیگر نمیتوان آن را غیرواقعی نامید.
فراموش نکنیم که رفتارآدمها در محیط وشرایط مختلف تغییر میکند
اگر شما شخصی را میشناسید که در دنیای آفلاین (یا به اصطلاح دنیای واقعی) فردی آرام است ولی در دنیای آنلاین دایم پرخاشگری و جر و بحث میکند، نمیتوان گفت یکی از این دو رفتار غیرواقعی است. هر دوی این رفتارها واقعی و بخشی از شخصیت و موجودیت او هستند. منتهی تحت تاثیر محیطهای متفاوت، فقط یک وجهه از شخصیت او را نشان داده اند. (بحثی راجع به هورمونهای اکسی توسین و سروتونین در روابط عاشقانه و تاثیر موقت آنها بر ملایم کردن رفتار فرد هم مطرح است که شاید در آینده به آن پرداختم)
به هر حال و بطور قطع فردی که بطور دائم در اینترنت در حال دعوا و جنجال است در دنیای آفلاین هم اگر شرایط مهیا شود (که حتما میشود) این وجهه از پرخاشگری خود را نمایان میکند. یا فردی که در دنیای خارج از اینترنت دوران افسردگی را طی میکند، در دنیای آنلاین گرایش بیشتری به خبرهای بد، به اشتراک گذاشتن عکسها یا موسیقی غمگین و… دارد.
فاکتور دیگری که در چگونگی رفتار افراد نقش دارد نوع مخاطب است. مثلا رفتار شما در مقابل استاد یا رییس خود با رفتارتان در جمع دوستان یا خانواده کاملا متفاوت است. متاسفانه خیلی ها در فضای اینترنت به دلیل عدم تماس مستقیم و رو در رو، حضور و وجود آدمهای واقعی در آنسوی صفحهء نمایش را فراموش میکنند. فراموش میکنند که آن فردی که شاید فرسنگها دورتر از شما نوشتهء پر از دشنام و طعنه و کنایهء شما را میخواند، آدمی واقعی است و به اندازهء یک آدم واقعی به درد می آید.
کسی که در اینترنت شخصیتی خشن، ستیزه جو، خودشیفته و تحقیرکننده دارد، در فضای خارج از اینترنت هم قطعا قابلیت تمام این خصوصیت ها را در شخصیت خود پنهان کرده است و پتانسیل رفتارهای عصبی و کنترل نشده را هم دارد.
مسالهء بسیار مهم دیگر در چگونگی رفتار همهء ما، میزان ریسک، تبعات و هزینه های رفتار ما است. معمولا پرخاشگری و جر و بحث و دعوا با آدمهای ناشناس و یا آنها که در دنیای شخصی ما حضور یا تاثیری ندارند، در زندگی ما هیچگونه تبعات و پیامدی هم نخواهد داشت. از همین رو یک فرد که در نهاد خود خشونت و خشم نهفته ای دارد برای فوران و خالی کردن این خشم به محیط آنلاین حمله میبرد چراکه آنجا برایش کمترین هزینه ها را خواهد داشت.
یک مثال مشهور در این زمینه این است که دوست شما در غیاب همسرش مدام از او بد میگوید ولی ناگهان چند روز بعد برای سالگرد ازدواجشان چند پاراگراف استاتوس عاشقانه برای همسرش می نویسد. در این مثال میتوان هم تاثیر تغییر مخاطب بر نحوهء رفتار را مشاهده کرد و هم بالابودن هزینهء رفتار و گفتار صادقانه در حضور همسر را.
و در آخر اما، باید به جنبهء دیگری از رفتار ما انسانها، که همان جنبهء مدنی و متمدنانه است اشاره کنم. میدانیم که رفتارهای اجتماعی و روابط بین فردی‌ یکی از عناصر منعکس کنندهء میزان سلامت روان مااست. هرچه تسلط ما بر روی رفتارها و واکنشهایمان بیشتر باشد، کنترل رفتارهای غریزی از جمله خشم و نفرت و حسادت هم بیشتر میشود.
کسی که خود را در دنیای غرایز خویش گم کرده است در هر شرایطی جنبه ای از آن بُعدِ بدوی خود را بروز میدهد.
مثلا ممکن است در اینترنت مدام در حال پرخاشگری و یا دعوای لفظی باشد ولی در فضای خارج از اینترنت خصوصیات غریزی دیگری مثل حسادت و کینه و سلطه گری و… را از خود نشان دهد.
اولین قدم در اصلاح و تغییر و درمان رفتارهای غیرمدنی، شناخت دقیق و عمیق از خود و پذیرش رفتارهای غلط است. اما اینکه تا چه حد یک فرد میتواند به خودشناسی و اصلاح خود برسد بحث دیگری است و خارج از این نوشته.
شبنویس
Advertisements

چرا رای می دهم

کشورهای دموکرات امروزی از روز اول دموکراسی نداشتند.
کلا تاریخچهء انتخابات بشکل مدرن و امروزی بیشتر از ۵-۶ قرن نیست و در بیشتر این سالها هم در این کشورها تقلب انتخاباتی و باند بازی و لابی پشت پرده انجام میشده (و هنوز تا حدی میشه) و مردم هم اغلب بین بد و بدتر انتخاب میکردند، چراکه معمولا 33727-votingpicture1200.1200w.tnسیاستمدار ایده آل که از هر نظر بر وفق مراد اکثریت مردم باشه وجود نداره مگر در کتابهای تاریخ!
اما کشورهایی توانستند دموکراسی را نهادینه کنند که این اولین قدم، یعنی عادت به مشارکت و رای دادن را، در ذهنیت عمومی و تاریخی خود نهادینه کنند. حتی با وجود تقلب،‌ حتی با وجود نبودن سیاستمدار ایده آل.
 
شاید بتوان گفت تحریم انتخابات، به عنوان یک حرکت مفید و نه مخرب تنها زمانی اثر دارد که در قالب یک سیستم با ثبات و شفاف صورت گیرد، نه در کشوری که هنوز پایه های دموکراسی آن متزلزل است و هنوز مردم و دولتمردان در حال آزمون و خطا و تمرین دموکراسی هستند. هرچند که اثرات مخرب تحریمهای اخیر در کشورهای دیگر را هم میتوانیم ببینیم. مثل انتخابات آمریکا (تحریم کردن بخشی از طرفداران سندرز) و یا رفراندوم اخیر ترکیه.
 
پینوشت: تحریم یک انتخاب است. کسی حق ندارد فرد تحریمی را بخاطر این انتخاب تحقیر یا سرزنش کند. شما میتوانید استدلال و منطق وی را نقد کنید و حتی از دست او برای همراهی نکردن عصبانی باشید، ولی یک فرد تحریمی نه خائن است و نه دشمن. میزان سنجش علاقه به ایران و آینده هم در دادن و ندادن رای نیست.
اما راستش از دید من، پایبندی، باور و تعهد به صندوق رای، به عنوان اولین قدم و رکن اولیه برای رسیدن به دموکراسی، در بین کسانی که به رییسی رای میدهند از کسانی که هیچ مشارکتی نمیکنند بیشتر است.
از دید من نفس مشارکت، در هر شرایطی، مهم تر از نتیجهء مشارکت است. همانطور که دیدیم آنچه جنبش سبز را در سال ۸۸ بوجود آورد مشارکت قاطبهء مردم در انتخابات و مطالبهء بعد از آن بود.
تاریخچهء سیاست مدرن در کشور ما طولانی نیست. و در طول ۱۰۰ سال گذشته افت و خیزها و خیر و شرهای زیادی داشته است. دولتها و حکومتها می آیند و می روند اما این مردم هستند که باید از این دستاورد تاریخی، یعنی صندوق رای (گیرم که نمادین و گیرم که بی اثر) محافظت کنند.

پیشنهادی عملی برای مشارکت ایرانیان کانادا در آیندهء ایران

دوستان داخل کانادا که مایل به رای دادن هستند ولی این امکان براشون وجود نداره میتونن به شکلی دیگر به ایران و آینده کمک کنند.ICC-logo.resized.-563x353

طی روزهای آینده قراراست سناتور حزب محافظه کار (دیوید کَچوک) لایحهء تمدید تحریمهای ایران را در سنا قرائت کند. کنگرهء ایرانیان کانادا دعوت کرده که از طریق لینک پایین سناتورهای استانی که در آن زندگی میکنید را پیدا کنید و با شماره تلفنهای دفاترشون تماس بگیرید (معمولا روی پیغام گیر باید صحبت کنید) و یا اگر واقعا تماس تلفنی مقدور نیست به آنها ایمیل بزنید.

لینک پایین برای پیدا کردن سناتورهای استان محل زندگی در کانادا و شماره تلفنهایشان

https://iccongress.good.do/nosanctions/callsenators/

از طریق لینک زیر هم میتونید به سناتورهای استان خود ایمیل بزنید. 

https://iccongress.good.do/nosanctions/emailsenators/

پیشنهاد میشه که از متن خودتان استفاده کنید اما اگر به هر دلیلی قادر نیستید متن پیشنهادی پایین این صفحه بعنوان نمونه و یا برای ایده داشتن تهیه شده است

لطفا این خبر را برای دوستان ساکن کانادا ارسال کنید

متن پیشنهادی

Hello,

My name is (YOUR OWN NAME) and I live in (YOUR CITY AND PROVINCE). I am contacting Senator (NAME OF THE SENATOR) as a constituent to request voting against Bill-S-219.

Since Bill S-219 (non-nuclear Sanctions Against Iran Act) is going to be voted on at the Senate soon, I am asking you to vote against this bill.  My reasons for this request are as follows:

1- Canadian Government has promised to re-engage with Iran and re-establish diplomatic relations. This bill will limit or possibly block the re-arrangement with Iran.

2- As an Iranian-Canadian, like many others in this community, I have been harmed by the previous government’s policy of disengagement from Iran, especially by depriving us from accessing consular services from embassies in both countries. Bill S-219 continues this harmful policy and causes problems to thousands of us and our families.

3- As we know that the new government in Iran is willing to open new doors to the international community, and many European countries have already established several business and political agreement with Iran, this bill prevents Canadian businesses from entering into this potentially huge and new market. This policy is not even helpful to our economy.

4- Bill S-219 also harms our international standing by preventing our country from having any influence with Iran, one of the principle players in the Middle East.

5- In this era that politicians like Trump try to build walls and separate nations, this is our responsibility to be committed to our Canadian principles by opening new doors instead of closing them.

For these reasons, I would like to ask you to vote against this bill and allow the government to fulfill its promise of re-engaging with Iran.

Yours sincerely,

(YOUR NAME)

 

چقدر از خشونت و بدرفتاری با سالمندان اطلاع دارید؟

چند نفر از شما پدر و مادرهای مسنی را سراغ دارید که از فرزند خود بخاطر رفتار خشونت آمیز شکایت کرده باشند؟ چه تعداد از شما افراد سالخورده ای را میشناسید که از بدرفتاری سرپرست یا کسی که از آنها مراقبت میکند شاکی و ناراضی باشند؟
آیا میدانید یکی از بزرگترین انواع خشونتهای خانگی که هرگز گزارش نمیشود، جایی از آن صحبت نمیشود، و کسی به اهمیت و گستردگی آن نمی پردازد خشونت و بدرفتاری با سالمندان است؟ سوء استفاده و بدرفتاری میتواند توسط اعضای خانواده و یا تیم مراقبت (مثلا در خانهء سالمندان یا بیمارستان) صورت بگیردwrferferfw.
بدرفتاری با سالخوردگان انواع مختلفی دارد:
۱- فیزیکی از جمله کشیدن مو، سیلی، هل دادن، تکان محکم دادن، و حتی داروی بیش از حد دادن
علایم هشدار دهندهء شامل: کبودی بدون دلیل، ترسیدن از فرزندان یا کسانی که از فرد سالخورده مراقبت میکنند، لنگیدن، بریدگی و خراش و درد و تورم و شکستگی و…
۲- روانی از جمله تمسخر، متلک، کنایه، بی توجهی، محدود کردن روابط اجتماعی، تهدید، تصمیم گیری بدون پرسیدن نظر، تحقیر کردن، رفتار با فرد سالخورده مانند یک کودک، داد و فریاد کردن و…
علایم هشدار دهنده: افسردگی، نا امیدی، عدم اعتماد به نفس، عدم برقراری تماس چشمی، ترس از خوابیدن، گاهی بیش از حد خوابیدن، عدم روابط اجتماعی، اضطراب، ترس، بیقراری و …
۳- مالی: شایع ترین نوع بدرفتاری با فرد سالمندان این نوع است. از جمله موارد سوء استفادهء مالی میتوان این مثالها را عنوان کرد: مجبور کردن برای امضای چک یا قولنامه یا سند قرارداد، مجبور کردن برای تغییر وصیتنامه، مجبور کردن برای فروش خانه و اموال، خرج بدون رضایت از اموال فرد سالمند، دزدین اموال، عدم پرداخت هزینه های مالی درمانی از پول خود بیمار سالمند، و…
علایم هشدار دهنده: عدم توانایی پرداخت هزینه های زندگی در حالی که درآمد یا ذخیرهء مالی فرد به نظر کافی است، محدودیت تغذیه و پوشاک، شرایط زندگی بد که با سرمایهء فرد همخوانی ندارد، اضطراب ناگهانی فرد راجع به پول و مایحتاج اولیه، عدم تصمیم گیری برای خرج کردن بدون مشورت با فردی که مشکوک به سوء استفاده است (اغلب فرزندان)
۴- کم توجهی کردن: انکار کردن نیازهای درمانی و مراقبتهای اولیهء فرد سالخورده، عدم مهیا کردن آب و غذای هنگام نیاز، بی توجهی به زمان مصرف داروها، عدم نظارت و مراقبت سلامت فرد، رها کردن در شرایط نامناسب و یا خطرناک، عدم تماس با اورژانس در مواقع ضروری، و…
علایم هشدار دهنده: سوء تعذیه، عدم بهبودی بدون دلیل، تشنگی مفرط، ژولیده و کثیف بودن، بوی بد، زخم بستر، محرومیت از لوازم مورد نیاز مثل سمعک یا دندان مصنوعی، کنسل کردن مدوام وقت دکتر.
غفلت از بی توجهی میتواند سهوی یا عمدی باشد
۵- سوء استفادهء جنسی: این نوع سوء استفاده یا بدرفتاری اغلب از سوی جامعه و اطرافیان نادیده گرفته میشود. فرد سالخورده میتواند به انواع مختلف مورد آزار یا سوء استفاده جنسی قرار بگیرد از جمله از طریق لمس کردن، یا استفاده از کلمات سکسی برای تحقیر یا تحریک.
علایم هشدار دهنده: سرخوردگی و شرمندگی و غمگینی مفرط، عفونت مجاری ادراری مکرر (بخصوص در زنان سالخورده)، احساس ناامیدی و بیچارگی مفرط، عدم آرامش در حضور افراد با جنسیت دیگر، عدم صحبت راجع به نحوهء برخورداری از مراقبتهای روزانه، درد و آسیب در نواحی تناسلی
امیدوارم هم جامعه،‌ هم پرسنل درمانی و هم دستگاههای اجرایی و انتظامی و قضایی در ایران به این موضوع بیشتر توجه کنند. روزی هر کدام از ما ممکن است جزو قربانیان باشیم.

درس نحوهء برخورد با سالمندان

یکی از درسهای ترم تابستونمون راجع به چگونگی برخورد و درمان و ارتباط با سالمندان است. به مشکلات و سختی های رایج این گروه از جامعه پرداخته میشه و به ما آموزش داده میشه که چطور با این گروه از بیماران باید رفتار کنیم و چه مسایلی را در نظر بگیریم.
geriatricimage
در یک مبحث، با گروهی از زنان سالمند که دچار کاهش شنوایی شده بودند مصاحبه میشد. تقریبا تمام این زنان، بزرگترین دغدغه ای که داشتند ایزوله شدن (انزوا) در جامعه بود. عدم قدرت کافی شنیداری باعث انزوا و آزردگی از عدم ارتباط با سایرین بود.
یکی از افراد میگفت وقتی حرف دیگران را درست نمیشنوی و آنها را درست نمی فهمی، یک ترس و اضطراب از معاشرت با دیگران در تو شکل میگیرد و کم کم از دیگران و از جامعه دور و منزوی میشوی.
یکی دیگر از افراد میگفت این باعث میشود که دیگران و جامعه به تو به عنوان یک فرد ناتوان و فرودست نگاه کنند.
(جالب این که دو دغدغهء بالا به نوعی نگرانی افراد تازه مهاجرت کرده ای که زبانشان خوب نیست هم هست. هر دو ریشه در عدم توانایی ایجاد ارتباط با جامعه و محیط دارند)
طی هفتهء‌ آینده قرار است به یک آزمایشگاه شبیه سازی هم برویم و با پوشیدن لباسها و عینک مخصوص بتوانیم نحوهء حرکت و دیدن و شنیدن سالمندان را تجربه کنیم.
هدف از این درس این است که ما به درک درستی از وضعیت این گروه از بیماران برسیم و در آینده موقع درمان و آموزش آنها متوجه سختی ها و مشکلاتشان باشیم. جای چنین درسهایی واقعا در نظام سلامت ایران خالی است.

تفاوتهای فرهنگی

برداشت بسیاری از ما راجع به کشورهای دیگر، بخصوص از داخل ایران، محدود به تصاویر رسانه ای و فیلم و کتاب، و تجربه ها و شنیده های دیگران است. این نوع اطلاعات اگرچه میتوانند مفید باشند اما قابل اعتماد و تعمیم نیستند و هر کدام ممکن است از زاویهء دیدی متفاوت، و بعضا اغراق یا اغماض آمیز به رویدادها نگاه کنند.
من هم از این قاعده مستثنی نبوده ام و پیش از مهاجرت از ایران، در هر مقعطی از زندگی برداشت و تخیلاتم از زندگی در غرب چیزی بود که حتی گاهی به واقعیت هم نزدیک نبود.
دبستان که بودم از همکلاسی ام شنیده بودم که در غرب به جای آب در لوله کشی خانه ها آبجو وجود دارد.
در دوران دبیرستان تصورم از غرب این بود که هر وقت اراده کنی میتوانی با هرکسی بخواهی بخوابی.
در سالهای اول دانشگاه خیال میکردم زندگی در غرب یعنی مدام در کلاب و دیسکو و سفر و تفریح و عیش و نوش بودن. یعنی بی عاری و خوشگذرانی.
در سالهای آخر دانشگاه غرب برایم صرفا درگاهی بود برای فرار از شرایط نامساعد و مصیبت.
bc00b1d923cf263f7233861621654feb
 
کمی بعدتر شاید آنچه که به عنوان «تفاوتهای فرهنگی» شنیده بودم تنها در آزادی حجاب و پوشش و روابط و رفاه و تفاوتهای تاریخی و ادبیات و شعر خلاصه میشد.
اما امروز به این نتیجه رسیده ام که اغلب اینها جزو تفاوتهای فرهنگی نیستند. درواقع آزادی و رفاه و پیشرفت و امنیت و فن آوری و آموزش سطح بالا و زندگی آرام و غیره هیچکدام جزو تفاوتهای فرهنگی نیستند. اینها محصول آن چیزی هستند که به قول عموم تفاوتهای فرهنگی نام گرفته اند.
 
هرچند از دید من تعریف واژه ای به عنوان «فرهنگ» ناممکن است و در هر جامعه ای آنقدر تنوع افکار و سلایق و افراد وجود دارد که عملا و منطقا نمیتوان بصورت کلیشه ای فرهنگی را منسوب به جامعه یا جمعی را محدود به فرهنگی کرد.
اما اگر بخواهم کلی صحبت کنم و به این تعریف عمومی فرهنگ، هرچند از دید من نادرست، تن بدهم آنچه امروز بعد از تقریبا یک دهه زندگی در خارج از ایران بعنوان تفاوتهای فرهنگی در دید من برجسته است، قطعا تنها در حجاب و مشروب و کلاب و رقص و سکس خلاصه نمیشود.
همانطور که در مقطعی تعریف غرب برایم همینها بود و هنوزِ امروز کم نمیبینم افرادی که از غرب و مهاجرت به غرب چنین برداشتی دارند.
 
طبق تعریف رایج، آنچه امروز بعنوان «تفاوتهای فرهنگی» برای من چشمگیر است تفاوت رفتارهای بین فردی، تعریف و نوع نگاه به زندگی، ارزشها و باورهای روزمره، سبک زندگی‌ (لایف استایل)، جایگاه رابطه و خیانت، محوریت فرد در مقابل خانواده، اهمیت فردیت و استقلال فردی، حد و مرز و بعبارتی حریم شخصی، اعتماد عمومی، و خویشتن داری است.
 
تفاوت فرهنگی در شکمهای برجسته و صورتهای نقاشی شده است. در ورزش منظم و اراده و برنامه ریزی است. در آمار سیگار کشیدن و نکشیدن است. در اهمیت دادن به سلامت ذهن و روان و جسم خود و دیگران است. در اولویت بندیهای زندگی و اخلاقی و فکری است. در تعهد و اخلاق و رفتار حرفه ای است. در حفظ حریم شخصی و فاصلهء بین افراد است. در احترام و ادب و کرامت انسانی است. در نوع رابطه و صمیمیت و نزدیکی و پیوند با اعضای خانواده و دوستان است. در نوع عکس العمل به اتفاقات بد و تلخ زندگی خود و دیگران است. در کتاب خواندن و نخواندن است. در نوع شوخی ها و کنایه ها و حرف و حدیثها است. در نوع واکنشهای عصبی و بحث و جدلهاست. در میزان التزام به رعایت حق و حقوق دیگران است. در قانون گریزی و قانون گرایی است. که مجموعهء اینها و شاید صدها مورد دیگر است که در نهایت بعنوان بلوغ فکری یک جامعه جلوه میکند.
 
با این معیارهاست که شاید افراد بتوانند خود را و قابلیت و توانایی و امکان مراودات و ورود و تلفیق شدن در جامعه ای جدید را ارزیابی کنند. از این رو توصیهء من این است که اگر برداشت شما از غرب صرفا عیش و نوش و پارتی و خوشگذرانی است، مهاجرت نکنید. فقط سفر کنید.

بغض

امشب دوباره اندوه، جانم فرا گرفته است
بغضی درون سینه، آهسته جا گرفته است

بی سایه در اتاقی، خیره به سوی دیوار
خالی تر از همیشه، بُهتی مرا گرفته است

پُرسم مدام از خود، این کیست پیش رویم؟
آیینه نیز گویا، من را خطا گرفته است

در کنج خلوت خویش، خاموش دست سردم
آرام دست دیگر، بی اعتنا گرفته است

در شوره زار چشمم، دیگر نمانده اشکی
تردید جان من را، بی انتها گرفته است

افسوسهای ممتد، لبخندهای خسته
برچهره ام نقابی، از خنده جا گرفته است

در سینه ام دگر نیست، نای نفس کشیدن
آه سیاه و سردی، قلب مرا گرفته است

کابوسهای دیشب، خمیازه های امروز
بیخواب و بی مداوا، جانم بلا گرفته است

دیگر به گوش من نیست، آوایِ «ماهسانم»
آوازِ ابر و باران*، در خانه پا گرفته است

آن یارِ دلرباچشم، چندی است بی عنایت
نامهربان تر از پیش، راه جفا گرفته است

جز خاطرات دیروز، چیزی نمانده باقی
ابری در آسمانم، ماتم سرا گرفته است

تقویمها بخندند، بر های و هوی دیروز
امروز مُرده گویا، فردا عزا گرفته است

تاریک و تار و غمگین، در دود و آه و حسرت
بغضی درون سینه، آهسته جا گرفته است

شبنویس.

*آواز ابر و باران اشاره به آواز زیر است