سولومان

حدود دو ماه بود که دنبال جایی برای کرایه در تورنتو میگشتم که از ماه آینده نقل مکان کنم. نسبت به هزینه ای که در نظر گرفته بودم و نسبت به فاصله ای که میخواستم نسبت به کالج داشته باشم جای مناسب زیادی پیدا نمیکردم.
دیروز بالاخره جایی را دیدم و پسندیدم. صاحب خونه یک خانم مسن به اسم مارگارت بود که معلم زبانی و بازنشسته است و با سگ بزرگش به اسم سولومان زندگی میکنه. مارگارت شخصیت جالبی داره. از اون خانمهای سرحال و پر انرژیه. در سن بالای شصت سال، دوچرخه سواری میکنه و یک اسب هم داره که آخر هفته ها میره و سوارکاری میکنه.
وقتی برای دیدن خونه رفته بودم،‌ سولومان به سمت من دوید و انگار سالهاست هم را میشناسیم از سر و کول من بالا رفت. من هم نشستم روی زمین و حسابی باهاش صفا کردم.
موقع بازدید از خونه حدود نیم ساعتی با خانم مارگارت گپ زدیم. مارگارت راجع به محله و همسایه ها و شرایط خونه توضیح میداد و من هم که از تمیزی خونه و محله خوشم اومده بود و برای اینکه بهش نشون بدم فرد تحصیل کرده و مستاجر خوبی هستم کلی براش از انبوه مدارک تحصیلی و سوابق کاری در سوئد و دانشگاه مک گیل که اینجا اسم بزرگیه گفتم.

امروز مارگارت بهم ایمیل زده که به عنوان مستاجر از من خوشش اومده و امیدواره که من خونه اش را کرایه کنم و حاضره برای کرایه بهم تخفیف هم بده چون اولین تست را بخوبی گذروندم و سولومان من را خیلی دوست داشته! این که میگن در غرب مدرک گرایی وجود نداره همینه ها

iPhoto Library

نفرت و ناآگاهی و حباب اخلاقیات

به این نتیجه رسیده ام که جامعه بدنبال اصلاح کردن و تغییر نیست. جامعه بیشتر بدنبال متهم و مجازات است. جامعه دنبال پیدا کردن شخص یا گروهی است تا تمام ناکامی ها و تمام سرخوردگی ها و تمام مشکلات را برسر آنها خراب کند. این که عکس گرفتن با جسد کار درست یا غلطی است و اینکه تا چه حد خلاف قوانین و مقررات است بحث جدایی است که در فرصت مقتضی راجع به آن خواهم نوشت. فعلا برای جلوگیری از طولانی شدن بیشتر از این نمی نویسم.

عکس اول مربوط به دانشجوی پزشکی سال اول یا دوم

عکس دوم مربوط به دانشجویان رشته پرستاری

عکس سوم مربوط به دانشجویان رشته مهندسی پزشکی قم

عکس چهارم مربوط به دانش آموزان تجربی یکی از دبیرستان های گیلان در دانشگاه علوم پزشکی گیلان

عکس پنجم مربوط تشریح قلب گاو توسط دانش آموزان در آزمایشگاه زیست شناسی

عکس ششم مربوط به تشریح چشم گاو در آزمایشگاه دبیرستان

لینک اصل خبر را از «اینجا» بخوانید

ایران خانم

ایران خانم همسایه ی ته کوچه ی ما بود که شوهرش یه آدم بیمار و معتادی بود و نمیتونست خرج و مخارج زندگیشون رو تامین کنه. از یکی از فامیلهای دورشون که جوان کم عقل و بدنامی بود خواستن بیاد باهاشون زندگی کنه که تو مراقبت از بیمار و مخارج خونه کمکشون کنه. اون ابله هم چند روز بعدش اومد وسط کوچه داد و بیداد و شاخ و شونه کشیدن واسه همسایه ها و بعد از چند وقت کلی از پس انداز خانواده رو بالا کشید و خرج عیاشی با رفقاش کرد.
یه همسایه هم سر کوچه داشتیم که گنده لات محل بود و همه جا قلدری میکرد و با کلی نوچه که دور و برش بودن میرفتن توی دعواهای محله ای و میریختن سر مردم و باجگیری میکردند. از قبل هم با ایران خانم و شوهرش مشکل داشت و کلی هم اذیتشون کرده بود ولی از وقتی این لات محل سر و صدای این فامیل ایران خانم رو تو کوچه شنیده بود کلا قاطی کرد و پیغام داد که تیکه بزرگش گوششه.
به اهالی محل هم گفت اگر کسی با این همسایه ی ته کوچه معاشرت کنه هرچی دید از چشم خودشه. به قصابی و بقالی و چقالی محل هم پیغام داد با خانواده ی ایران خانم معامله نکنن و حتی گفته بود بچه های محل هم حق ندارن با بچه های ایران خانم بازی کنن.
خانواده ء بیچارهء ایران خانم که از اول بدبخت بودن، با این اوضاع بدبخت تر از قبل هم شدن.
بالاخره ایران خانم بعد از ۴ سال از فامیلشون خواست که از اون محل بره ولی مگه طرف دیگه ول کن بود؟ تازه جا خوش کرده بود. شر شده بود. کلی آبروریزی کرد. کلی مصیبت و شر و بدبختی به بار آورد.
خلاصه هشت سال اوضاع همین بود و هر روز صدای گریه زاری و آه و ناله و جنگ و دعوا از خونهء ایران خانم بلند بود. بعد از هشت سال بالاخره به هر بدبختی ای که بود و با کلی دعوا مرافعه عذر این مهمان ناخوانده که میخواست صاحبخونه بشه را خواستن، ولی حالا دیگه این لات سر کوچه بود که کوتاه نمیومد.
آخر سر هم بعد از کلی میانجیگری و پیغام پسغام قرار شد که یه ذره کوتاه بیاد و بذاره بچه های ایران خانم عصرا بیان تو کوچه بازی کنن و همسایه ها هم اجازه داشتن جواب سلام این خانواده رو بدن.
خبر این توافق که رسید بچه های ایران خانم از خوشحالی کلی ذوق کردن و ریختن تو خیابون و شروع کردن به رقصیدن.
لات محله هم وایساده بود سرکوچه سیگار میکشید و نگاه میکرد به شادی بچه ها و یه لبخند زشتی هم روی لبش بود و لابد توی دلش هم میگفت این بدبخت بیچاره های الکی خوش چه ذوقی کردن!

‫#‏توافق‬

آرامگاه لوط پیغمبر در ایران

از آنجایی که این روزها بحث لوط و لواط داغ است بد ندیدم که از فرصت استفاده کنم و یکی از اماکن خرافی ایران را معرفی کنم. شاید باورش سخت باشد ولی بله خرابه ای در شهرستان رباط‌ کریم هست که از قضا درسال ۱۳۸۲ هم به ثبت آثار تاریخی و ملی ایران رسیده است. برطبق راوایت دینی لوط پیامبر برادرزادهء ابراهیم نبی بوده که برای تبلیغ و هدایت مردم شهر «سدوم» وارد این شهرمی شود و مابقی داستان را همه میدانیم.

جالب تر اینکه در جستجویی که داشتم اماکن دیگری نیز در سراسر ایران موسوم به مقبرهء پیامبران مختلفی پیدا کردم که از آنجمله میتوان به دانیال (در ۵ شهر مختلف که معروفترین آنها شوش است)، یعقوب،‌ داوود، خضر، ایوب، نوح (شهرستان ممسنی در فارس)، شیث و جرجیس اشاره کرد

هشت نکته راجع به قانون جدید سی-۲۴ و وضعیت شهروندی در کانادا

از ابتدای ژوئن ۲۰۱۵ بنابر لایحهء سی-۲۴ (Bill C-24) اجرا و ماهیت شهروندی کانادا تغییر کرد و عملا شهروندان کانادا را به دو دستهء درجه اول و دوم تقسیم کرد. براساس این قانون جدید، حق شهروندی کانادا از شهروندانی که به کانادا مهاجرت کرده اند و شهروند کشور دیگری نیز هستند میتواند گرفته شود، درحالیکه چنین اتفاقی برای سایر شهروندان کانادا اتفاق نخواهد افتاد. خواندن ۸ نکتهء زیر به شما در درک بهتر ایرادات این قانون کمک خواهد کرد. این مقاله ترجمه خلاصه ای از مقالهء انگلیسی زبانی است که اصل آن را از «اینجا» میتوانید بخوانید.
۱- اجرا شدن قانون جدید شامل چه کسانی میشود؟
هر کسی که شهروند کشوری دیگر یا واجد شرایط اخذ شهروندی از کشوری دیگر غیر از کانادا است، در صورت ارتکاب تخلفات مشخصی که در این قانون به آن اشاره شده است میتواند تحت تاثیر قرار گیرد. این قانون پتانسیل این را دارد که افراد خیلی زیادی را شامل شود و از زمانیکه که باطل کردن حق شهروندی کانادا باب شود، دیگر دری است که گشوده شده و ممکن است در آینده بازتر و بازتر هم شود. ما در کانادا دارای یک سیستم قضایی مدرن هستیم که با برگزاری دادگاههای شفاف و عادلانه میتواند به جرئم افراد رسیدگی کرده و مجازات لازم را اعمال کند. با این وجود دیگر چه نیازی به اجرای چنین قانون جدیدی برای باطل کردن شهروندی یک فرد وجود دارد؟
باطل کردن شهروندی افراد از جمله قوانین قرون وسطایی است که بالقوه میتواند بعنوان حربه ای برای مجازات شهروندان بکار رود و درواقع فرقی با تبعید دائمی افراد ندارد. اگر چنین مسیری آغاز شود چه تضمینی وجود دارد که در آینده دامنهء پوشش افراد اخراجی گسترده تر و بیشتر نشود؟ برای دانستن بیشتر «اینجا» کلیک کنید
۲- چرا شهروندی دوگانه داشتن (از دو کشور) منجر به شهروند درجه دوم شدن در کانادا میشود؟
این قانون میگوید که برخی کاناداییها که شهروندی کشور دیگری را ندارند و واجد شرایط اخذ شهروندی کشوری دیگر نیستند، برای همیشه کانادایی خواهند ماند. سایر کاناداییها، میتوانند شهروندی خود را از دست بدهند حتی اگر در کانادا به دنیا آمده باشند. حتی اگر در عمل دولت هیچگاه شهروندی کسی را باطل نکند، واقعیت این است که شهروندی هیچکدام از ما دیگر دارای امنیت و ثبات دائمی نخواهد بود.
طبق تعاریف، شهروندی حقی است برای داشتن حقوق مختلف
“The right to have rights”
برای کسانی که شهروندیشان بدون امنیت است، درواقع حقوق شهروندیشان هم متزلزل شده است.
۳- چرا این قانون فقط برای افرادی اعمال میشود که شهروندی دوگانه دارند؟
طبق قوانین بین المللی، هیچ کشوری نمیتواند شهروندی افراد خود را درصورتیکه بدون کشور شوند باطل کند. یعنی این قانون جدید فقط افرادی را که تنها شهروند کانادا هستند شامل نمیشود. شهروندی افراد فقط بر طبق ضوابط خاصی که در لایحهء سی-۲۴ نوشته شده است باطل میشود، از جمله ارتکاب به یکی از جرائم ذکر شده مثل فعالیتهای نظامی مشکوک علیه کانادا.
براساس همین لایحه کاناداییهایی که حتی در کانادا بدنیا آمده اند اما میتوانند تابعیت کشوری دیگر را داشته باشند نیز مشمول این قانون خواهند شد، حتی اگر تا بحال به آن کشور آبا و اجدادی خود پا نگذاشته اند یا حتی نمیدانند که میتوانند تبعهء آن کشور بشوند.
۴- تکلیف کاناداییهای جدید که در آینده تصمیم به زندگی خارج از کانادا میگیرند چه میشود؟
بحث برانگیزترین قسمت این لایحه همین مورد است چرا که از این به بعد متقاضیان شهروندی کانادا در فرم مربوطه تعهد میدهند که قصد اقامت دائمی در کانادا را خواهند داشت و این موضوع باعث آسیب پذیری شهروندان جدید کانادایی میشود. به این دلیل که اگر این شهروندان در آینده به هر دلیلی خارج از کانادا زندگی کنند قانون پتانسیل این را دارد که شهروندی آنان را باطل کند. از این به بعد، شهروندان جدید کانادایی بعنوان پیش شرط تعهد میدهند که قصد زندگی در کانادا را برای همیشه دارند و عدم پایبندی به این تعهد میتواند به عنوان دروغ گفتن در اپلیکیشن تلقی شود. بنابراین، شهروند جدید کانادایی اگر به دلیل مراقبت از نزدیکان بیمار خود، یا زندگی با فرزندان خود در کشوری دیگر، یا حتی برای تحصیل و کار به کشوری دیگر برود میتواند در خطر باطل شدن سیتیزنشیپ قرار گیرد.
۵- آیا لایحهء سی-۲۴ تنها شامل حال شهروندان جدید میشود یا میتواند شهروندان قدیمی با تابعیت دوگانه را نیز تحت تاثیر قرار دهد؟
اکثر بندهای این قانون شامل تمام افراد (قدیمی و جدید) که دارای تابعیت دوگانه هستند میشود. البته قسمت مربوط به تعهد برای اقامت در کانادا فقط به متقاضیان جدید مربوط میشود.
لازم به یادآوری است که درگذشته اگر هرگونه تقلب یا دروغ در هریک از مراحل درخواست اقامت و سیتیزنشیپ فردی ثابت میشد دولت طبق قانون میتوانست شهروندی او را باطل کند. اما طبق لایحهء سی-۲۴ متقاضیان تعهد میدهند که در این کشور اقامت خواهند داشت و اگر در آینده خارج از کانادا زندگی کنند دولت میتواند به عنوان دروغ و تقلب در اپلیکیشن به آن استناد کند. البته هنوز مشخص نیست که واقعا تا چه حد و در مورد چه افرادی این موضوع عملی خواهد شد. به هر حال یکی از مبهم ترین بخشهای این قانون همین بند است.
۶- آیا اگر قانون را زیر پا نگذارم، این لایحه بر روی من اثری خواهد داشت؟
ابطال حق شهروندی در صورت ارتکاب به جرائم خاص و محدودی صورت میگیرد. اما صرفنظر از رفتار شما، همینکه شما شهروند کشوری دیگر بجز کانادا باشید، یا بتوانید شهروندی کشور دیگری را داشته باشید، حق و نوع شهروندی شما نسبت به سایر کاناداییها ضعیف تر است. سایرین حق دایمی و مادام العمر شهروندی کانادا را دارند حتی اگر جرایمی مانند حملات تروریستی و مشارکت نظامی علیه کانادا انجام دهند.
حتی اگر دولت هیچ وقت سیتیزنشیپ شما را باطل نکند، و عملا هم در قبال اکثریت جامعه همینطور خواهد شد، ولی باز همچنان شما شهروند درجه دوم تلقی میشوید و دارای حق کمتری نسبت به سایرین خواهید بود. در نتیجهء این قانون برخی از ما فقط بخاطر گذشته و سرزمینی اجدادیمان دارای حق کمتری نسبت به سایر کاناداییها خواهیم بود. از این منظر، این لایحه همهء ما را تحت تاثیر قرار میدهد.
برطبق این قانون، حتی اگر شما در خارج از کانادا متهم به جرمی مانند اقدام تروریستی شوید و در دادگاه آن کشور مجرم شناخته شوید، دولت کانادا بدون برگزاری دادگاه میتواند شهروندی شما را باطل کند. حتی اگر دادگاه اشتباه کرده باشد و شما جرمی نداشته باشید.
همچنین بسیاری از افراد هشدار داده اند که درآینده دامنهء جرائم این لایحه ممکن است گسترده تر هم شود. بحث اصلی این است که حق شهروندی هیچ کسی نباید تبدیل به ابزاری برای مجازات کردن شهروندان شود. ما معتقدیم که یک کانادایی باید همواره کانادایی باقی بماند. این وظیفهء دستگاه قضایی است که افراد را محاکمه و مجازات کند نه پرسنل ادارهء مهاجرت!
۷- چه کاری از دست من برمی آید؟
وقتی که سال گذشته این لایحه مطرح شد اعتراضات و نگرانیهای زیادی بهمراه داشت. در حال حاضر شما میتوانید با پیوستن به کمپین زیر و با به اشتراک گذاشتن این مقاله و درخواست از دوستان و اقوام خود در کانادا برای پیوستن به این کمپین به ما و خودتان کمک کنید.
برای پیوستن به کمپین اعتراضی «اینجا» کلیک کنید.
۸- برای مطالعه بیشتر و دریافت جزییات بیشتر از این قانون میتوانید مقالهء انگلیسی زبان زیر را مطالعه کنید.
برای خواندن مقاله «اینجا» و «اینجا» کلیک کنید.