کلیشه

همسرش مدیر یک کارگاه صنعتی بود. صبح آنروز طبق روال چند  ماه گذشته درحالیکه از حیاط خانه به سمت کوچه میرفت دستی به علامت خداحافظی تکان داد و سوار ماشین شد و به سمت کارگاه رفت.

چند ماهی از مرخصی یکساله اش برای نگهداری از فرزندشان میگذشت. آنروز هم مثل روزهای گذشته در بالکن ایستاده بود و پس از خداحافظی با همسرش، با لبخندی بر لب و درحالیکه باد در موهای بلندش پیچیده بود، کودک یک ساله اش را به آغوش خود فشار داد، بوسیدش و از بالکن به سمت آشپزخانه بازگشت.

⭕️ اگر با خواندن قطعهء بالا تصویری که در ذهنتان مجسم شد یک زن است که برای بدرقهء شوهرش به بالکن رفته بود، ذهن شما هم، مثل خیلی از ما، تحت تاثیر کلیشه ها، قوانین، قراردادها و قالبهای تعریف شده در جامعه ای است که هنوز زن در آن به عنوان عنصری مستقل، موثر و فعال پذیرفته نشده و به نقش مرد بعنوان یک پرورش دهندهء فرزند و نگهدارنده ی امور خانه باور ندارد.

تصویر فوق،‌ یعنی روایت مردی با موهایی بلند که برای نگهداری از فرزندشان مرخصی یکساله گرفته، و زنی که شاغل است و مدیر کارگاهی صنعتی است، تصویری ناآشنا در جوامع پیشرفته نیست. سالهایی که در سوئد زندگی میکردم بارها با موارد مشابه روبرو شدم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s