رفیق! سال دیگر عید فطرت پیشاپیش مبارک

در یک جمله نوشته بود عیدت مبارک دکتر.
تازه از خواب بیدار شده بودم و از دیدن این پیام در گوشی مبایلم چندان خوشحال نشدم.
با خودم گفتم چطور باید جواب بدهم؟ چه جوابی بدهم؟ اصلا جوابی بدهم؟
با خودم میگفتم باید حالش را بگیرم! چطور برای منی که از اساس به این حرفها و مراسم و عیدهای مذهبی اعتقاد که ندارم هیچ، خوشم هم نمی آید، همچین پیامی فرستاده.
چند ثانیه مکث کردم. رفتم به چند ماه قبل. تورنتو.
– کریسمس شما مبارک.
– ممنون. کریسمس شما هم مبارک
یاد این مکالمهء چند ثانیه ای خودم در یکی از فروشگاههای شهر تورنتو افتادم. خنده ام گرفته بود. با خودم میگفتم چه جالب که کریسمس را به من که قیافه ام خاورمیانه ایست تبریک گفت! شاید هم فکر کرده از آمریکای جنوبی هستم؟ ولی به هر حال از تبریکش بدم نیامد ولی حس و حالم ترکیبی بود از رضایت و مسخرگی.
رفتم به سمت صبحانه اما با ذهن خودم درگیر شده بودم.
یک بخش از افکارم سعی داشت توجیهی پیدا کند و مدام در سرم فریاد میزد که کریسمس بار مذهبی خود را از دست داده و امروزه بیشتر یک مراسم فرهنگی و جهانی است. و ادامه میداد کجا به نام کریسمس جوانی و زندگی را به کامت زهر کرده اند؟
اما بخش دیگر ذهنم فریاد میزد که چرا اینقدر دچار واکنش و عکس العمل عصبی نسبت به هرچه مربوط به اسلام باشد شده ای؟ جواب سوال را البته خوب می دانستم…
لیوان چایی را سرکشیدم. به خودم گفتم قرار نیست آدمی عامی باشم. قرار نیست سطحی باشم. مگر قرار نبود به همهء عقاید و باورها، به همهء آدمها، به همهء فرهنگها احترام بگذارم؟
از خودم پرسیدم آیا واکنش تو نسبت به «عید فطر مبارک» با «کریسمس مبارک» و «نوروز مبارک» یکی است؟ جواب بطور واضح نه بود. اما آیا این تفاوت لزوما یک ایراد است؟ آیا احترام گذاشتن به همهء عقاید الزاما به معنای علاقهء برابر به همهء باورها و مراسم و فرهنگهاست؟
چایی تمام شده بود. گوشی را برداشتم و در یک کلمه برایش نوشتم ممنونم. اما هرکار کردم دستم نچرخید که بگویم عید شما هم مبارک.
البته چند ساعت بعد پشیمان شدم. با خودم گفتم شاید بهتر بود عیدش را به او تبریک میگفتم حتی اگر این عید من نبود. حداقل رسم ادب اینطور حکم میکرد. سال دیگر حتما اگر کسی را دیدم که در باورش فطر و غدیر و شعبان و قربان (این یکی را مطمئن نیستم) عید است، پیش دستری میکنم و عیدش را تبریک میگویم. اما شاید اشاره ای هم کنم و بگویم که «البته من اعتقادی به این عید ندارم». به هر حال مرض است دیگر! اگر اعلام موضع نکنیم لابد دق میکنم.
بله. واقعیت اینست که هنوز کامل یاد نگرفته ام که عقاید و افکار خودم را برای خودم نگه دارم. هنوز کامل یاد نگرفته ام که باور دیگران به خودشان مربوط است و من قرار نیست مدعی العموم و دادستان افکار افراد جامعه باشم. هنوز کامل یاد نگرفته ام که لازم نیست در موردی که از من سوال نشده اعلام موضع و نظر کنم. هنوز کامل یادنگرفته ام که چیزی از من کم نمیشود اگر فردی خیال کند من مسلمان و معتقد به عید فطر هستم! درست است. هنوز خیلی چیزهاست که کامل یادنگرفته ام.
امسال که گذشت. اما رفیق، عید فطر سال دیگه ات پیشاپیش مبارک 🙂
Advertisements

مارگارت و هدیه کریسمس

۱- دو روز پیش که اومدم خونه، دیدم مارگارت، صاحبخونه و همخونه ام، یه پاکت نامه گذاشته توی آشپزخونه و روش نوشته هدیه کریسمس برای علی. توی پاکت یک کارت هدیه برای سالن ماساژ بود و روی کارت نوشته بود انعامش هم پرداخت شده.

۲- چند ساعت قبلترش، توی فروشگاه و موقع خرید فروشنده بهم گفت کریسمس مبارک و منم تشکر کردم و اومدم بیرون. اما توی راه همش با خودم فکر میکردم وقتی به کریسمس (و متشابهاتش مثل غدیر و قربان و فطر و مبعث و…) اعتقاد نداری و کسی بهت تبریک میگه باید چطوری جواب بدی که مودبانه باشه. توی ایران دیدم بعضی ها بصورت شاید بشه گفت بی ادبانه ای به کسی که مثلا روز عید فطر رو بهشون تبریک میگه، میگن عید فقط نوروز.

۳- بارها طی سالهای گذشته بحث مذهبی بودن کریسمس توی فضای مجازی مطرح شده و دیدم خیلیها مورد نقد/تمسخر قرار گرفتن که چرا فطر و غدیر بده ولی کریسمس خوبه؟

۴- من شخصا خودم را آدمی پذیرای فرهنگهای مختلف میدونم و هیچ تعصبی هم روی هیچ قسمتی از فرهنگ کشوری که ازش میام یا کشوری که درش زندگی میکنم و یا بطور کلی مفاهیم قراردادی و نسبی مثل ملیت و هویت و دین و… ندارم. راستش برای من تمام این تعاریف بی معنا یا کم ارزش است.

۵- تمام این موارد باعث شد از فرصت استفاده کنم و با مارگارت چند دقیقه ای راجع به کریسمس گپ بزنم. ازش پرسیدم وقتی کسی توی خیابون به من میگه کریسمس مبارک، آیا میتونم برداشت کنم که او فردی مسیحی و معتقد است؟ چون در ایران اگر کسی فرضا عید فطر رو به من تبریک بگه میتونم برداشت کنم که به احتمال زیاد فردی معتقد و مسلمان است. ازش پرسیدم کریسمس که روز تولد مسیح و روز تعطیل است تا چه حد برای مردم بار مذهبی داره؟

۶- جوابهای مارگارت بصورت خلاصه این بود:
هرچند بعضی مردم (در کانادا) معتقد هستند و روز کریسمس هم به کلیسا میرن ولی کلا این روز بار مذهبی خودش رو از دست داده و خیلی بندرت کسی برای اینکه روز تولد مسیحه تبریک میگه. بیشتر بهانه ای شده برای دور هم جمع شدن و به همدیگه هدیه دادن.
میگفت خیلی از‌ مردم (کانادا) هم اصلا کریسمس را برگزار نمیکنن چون یهودی یا مسلمان هستند. (اینجای حرفش برام خیلی جالب بود، مردم مسلمان کانادا)
میگفت اگر کسی بهت گفت کریسمس مبارک تو هم میتونی بهش بگی کریسمس تو هم مبارک، اما اگه کسی بخواد واقعا از گفتن کلمه ی کریسمس به هر دلیلی خودداری کنه، میتونه به بقیه بگه تعطیلات خوبی داشته باشید، یا سال نو پیشاپیش مبارک و اینجوری کریسمس رو دور بزنه.
در آخر حرفش هم‌گفت، امیدوارم بهت بر نخورده باشه که کادوی کریسمس واست خریدم!
منم گفتم نه اصلا! من فقط از این نظر پرسیدم که با فرهنگ کانادایی بیشتر آشنا بشم‌ (و در ذهنم ادامه دادم که یک اصفهانی هیچگاه از گرفتن هدیه حتی به دلایل واهی ناراحت نمیشه)

کریسمس و یک گفتمان خودمانی راجع به خودمان

۱- اگه کسی کریسمس رو بدلیل تولد عیسی بودن جشن میگیره میشه جشنی مشابه اعیاد شعبان و قربان و…
۲- اگه کسی کریسمس رو بخاطر شاد بودن و خوش بودن و صرفاً تفریح جشن میگیره میشه مشابه هالوین و یلدا و نوروز و…
اما اصلاً به هر دلیلی، هرکس هر کار دوست داره بکنه،‌ به من چه؟ Funny-Christmas-Picturres-3
اینقدر همدیگه رو زیر سوال نبریم. اینقدر واسه هم بیانیه و خطابیه صادر نکنیم. اینقدر متلک بار هم نکنیم. اینقدر به حریم سلایق و علایق هم تجاوز نکنیم. اینقدر تو کار هم دخالت نکنیم. اینقدر درخت کریسمس رو به همدیگه حواله نکنیم. اینقدر اینور آبی و اون ور آبی نکنیم. اینقدر رسم ما رسم اونا نکنیم. اینقدر هالوین بده مهرگان خوبه، کریسمس خوبه غدیر بده نکنیم. خلاصه اینقدر نکنیم. آقاجان نکنیم!‌ اگر هم میکنیم زیاده روی نکنیم.
پینوشت: قدیما ملت پشت سر هم بد میگفتن. بحمدالله فیسبوک این امکان رو ایجاد کرده که توی روی هم بد بگیم.