آنا از سوئد، نوزادی سرراهی در مشهد است

دختری از سوئد به نام آنا شیرلا آلفردسون، کودکی سرراهی در مشهد بوده است. او متن زیر را در فیسبوک منتشر کرده و از ساکنین مشهد %db%b4درخواست دارد که اگر میتوانند سرنخی به او بدهند تا بتواند پدر و مادر واقعی خودش را پیدا کند.
آنا که زبان فارسی نمیداند ساکن سوئد است و دو فرزند دارد. او در فیسبوک گروه «در ایران میبینمت» با کمک دوستی فارسی زبان نوشته است:
«سلام به همتون!
من شهریور سال ۱۹۷۷ (۱۳۵۶) در مشهد بدنیا آمدم. بعد از اون در یک پرورشگاه قرار گرفتم. پرورشگاه فرح پهلوی.
تنها چیزی که میدونستم اونجا این بود که من یک بچهء سرراهی بودم و از مشهد اومدم به سوئد. تو ایران اسمم شقایق بود. مطمئن نیستم اگر پرورشگاه این نام جعلی را به من داده بودند یا از اول این اسم را داشتم.
هیچکس اونجا نمیدونست اگر فامیل دارم و اسم مادر و پدرم چی بود.
اول اسفند ۱۹۷۸ اومدم سوئد و اون موقع حدود ۶ ماهم بود،‌بعد از اون دیگه چیزی نمیدونم. اگر کسی اینجا از مشهد میاد یا کسی را از اونجا میشناسه که در تاریخ شهریور ۱۹۷۷ یک بچه سرراه گذاشته به من بگه 😊❤️
واقعا میخوام مادر و پدر و فامیلم را پیدا کنم. شاید اینجا تو سوئد فامیل دارم؟ اینو شیر کنید واقعا به من کمک میکنید.
لطفا به اشتراک بذارید.»
برای دیدن مطلب آنا در فیسبوک اینجا کلیک کنید
عکسهای زیر تنها عکسهایی است که شقایق (آنا) از دوران پرورشگاه فرح پهلوی دارد.
%db%b1

%db%b3%db%b2

Advertisements

چرا نوزاد انسان ضعیفترین نوزاد است؟

بالاخره جواب یکی از سوالهایی که سالها در ذهنم بود را با تمام کردن درس تاریخ تکامل بشر فهمیدم. همیشه برای من این سوال وجود داشت که چرا نوزاد انسان در مقایسه با سایر حیوانات ضعیف ترین نوزاد است؟
چرا نوزاد یک اسب، یا یک گربه یا یک فیل خیلی زودتر از نوزاد انسان قادر به انجام فعالیتهای مستقل از جمله راه رفتن و رویارویی با محیط پیرامون خودش است.
1377986_10153297252705214_1664542022_n

چرا نوزاد انسان ناقص ترین یا ضعیف ترین نوزاد در میان حیوانات است؟
جواب در تکامل است.
به طور خلاصه اینکه انسان در مسیر تکامل و انتخاب طبیعی (Natural Selection) نسبت به گونه های پیشین خود دارای مغز بزرگتری نسبت به وزن و حجم بدن است.
همچنین از حدود 2 میلیون سال پیش گونه انسان (homo sapiens) برخلاف بسیاری دیگر از گونه های حیوانات، راه رفتن روی دو پای خود را آغاز کرد. این رفتار نوعی تطابق با محیط بود و این مزیت را به انسان میداد که بجای چهار دست و پا راه رفتن، هنگام راه رفتن روی دو پا بتواند فواصل دورتری را ببیند.
از سوی دیگر اما این رفتار تطابقی چندین مشکل برای انسان بوجود آورد. اولین مشکل فشار بیشتر روی ستون فقرات به دلیل تحمل دائمی وزن سر و حفظ تعادل بود (محققین دردهای رایج کمر و خشکی گردن را هم ناشی از همین موضوع میدانند).
اما مشکل اساسی دیگر فقط در خانمها ایجاد شد. بمرور زمان و طی روند تکامل، اندازهء لگن انسانها برای تسهیل و بهبود نحوهء راه رفتن روی دو پا، کوچکتر از قبل شد ولی بدلیل بزرگتر شدن سر نوزاد انسان (بدلیل مغز بزرگتر)، مرگ و میر نوزاد و مادر در هنگام زایمان بسیار رایج تر از گونه های دیگر حیوانات شد (صحبت از میلیون سال پیش است).

اینجا بود که تکامل و پدیدهء انتخاب طبیعی (نچرال سلکشن) اثر خود را نشان داد. مادرانی که دوران بارداری طولانی تری داشتند (مثلا ۱۵ ماه) بدلیل بزرگتر بودن نوزادان شانس مردنشان بیشتر بود و در نتیجه فرصت انتقال ژن خود به نسلهای بعدی را از دست میدادند، در حالیکه مادرانی که نوزادشان نسبتاً نارس بدنیا می آمد (مثلا ۹ ماه) احتمال زنده ماندنشان بیشتر بود (Survival) و در نتیجه در طی روند تکامل و با گذشت زمان، طول بارداری در انسان کوتاه و کوتاه تر شد و نوزاد انسان نارس و نارس تر بدنیا آمد تا اینکه به عنوان یک خصوصیت غالب بین انسانها به نسلهای بعدی از جمله ما منتقل شد.

telegram: https://www.telegram.me/shabnevisblog
Facebook: https://www.facebook.com/shabnevisblog

پوستر آموزشی انجمن متخصصین اطفال کانادا

من بزودی قراره دایی بشم و خب طبیعتا از این همه فاصله و دوری سرشارم از ذوق و حسرت. از روزی که از بارداری خواهرم خبردار شدم مدام و همیشه و همه جا حواسم به مطالبی بود که میتونست براش مفید یا جالب باشه. هرچند خود مادرها و پدرها بیشتر از هر کس دیگه ای پیگیر یادگرفتن برای بهترین روشهای آموزش و تربیت بچه هاشون هستند. به هر حال این پوستر را دیروز روی دیوار یک مرکز پزشکی دیدم و گفتم شاید بد نباشه با ترجمه اش منتشر کنم، شاید برای کسی مفید باشه. پوستر خلاصه ای از پیشنهادات انجمن متخصصین اطفال کانادا است

با فرزند خود حرف بزنید، برایش کتاب و آواز بخوانید، و سطح سواد و آموزش او را از همان زمان تولد بالا ببرید. چگونه؟ با انجام نکات زیر

یادگیری خواندن از همان زمان تولد اتفاق می افتد. نوزاد از همان ابتدا یاد میگیرد که چگونه تمام علایم و سیگنالهای پیرامون خود را بخواند و این کار از طریق گوش دادن به صداها،‌ تماشای صورتها و حرکات بدن اتفاق می افتد.

بچه ها نیاز دارند که صداها را بشنوند و بتوانند از صداها،‌ الگوهای صدا و زبان استفاده کنند. این موضوع به آنها کمک میکند که نهایتا بتوانند علایم نوشتاری را بخوانند. نکات زیر اطلاعاتی است راجع به اینکه چگونه برای نوزاد فرصتهای یادگیری از همان بدو تولد ایجاد کنیم

۱- خواندن بلند بلند کتاب و گفتن داستان را جزو برنامه های روزانهء مراقبت از کودکتان قرار دهید. اینکار به علاقهء وی در آینده برای خواندن کمک میکند

۲- برای نوزاد خود شعر و ترانه بخوانید. بچه ها تقریبا از همان ابتدای تولد به ترانه و شعرهای بچگانه پاسخ میدهند. نیازی هم نیست که معنای لغات را برای تجربهء یادگیری بدانند.

۳- راجع به اتفاقات روزمره حرف بزنید. اگر در حال عوض کردن پوشاک بچه یا حمام کردن بچه هستید یا حتی در حال پیاده روی و قدم زدن با نوزاد خود هستید، راجع به اتفاقات روزمره و آنچه پیرامون او اتفاق می افتد صحبت کنید

۴- وقتی برای نوزادان و خردسالان شعرهای بچگانه میخوانید آنها را به نرمی نوازش کنید مثلا به آرامی و با ریتم شعر به کف پایشان بزنید و یا وقتی با آنها صحبت میکنید به آرامی تکانشان بدهید

۵- اولین تلاشهای نوزاد را برای صدا در آوردن و حرف زدن با لبخند و آغوش تشویق کنید. این ابتدایی ترین روش ارتباطی برای نوزاد هیجان انگیز است و تایید و آغوش شما او را برای تلاش بیشتر تشویق میکند.

۶- بچه ها در ابتدا برای حرف زدن و ارتباط با دیگران صداهای ناواضح و بی معنی در می آورند. این صداها را تکرار کنید و سعی کنید با لغاتی که شبیه به آن صدا هستند پاسخ نوزاد را بدهید. به این صورت به فرزند خود یاد میدهید که کدام صداها در نهایت به شکل گرفتن زبان و حرف زدن ختم میشود

۷- وقتی که کودک شما شروع به حرف زدن کرد، به او برای پیدا کردن لغات و اسامی اشیایی که اطراف او هستند کمک کنید. لغات را تکرار کنید و با اینکار به یادگیری و حفظ کردن لغات توسط کودک کمک میکنید

۸- سوال بپرسید. وقتی که از فرزند خود میپرسید «این چیست؟» و نام آنچه در عکسی از کتابی است تکرار میکنید، درواقع با اینکار به فرزندتان یاد داده اید که چیزها نام دارند و این موضوع در روند یادگیری زبان و تکلم به او کمک خواهد کرد.

۹- نوزاد را به شرکت در فعالیتها تشویق کنید. نوزادها دوست دارند کتاب را در دهان خود کنند، پس حتما مراقب باشید که کتاب های تمیز و با قوام در دسترس بچه ها باشد. در ابتدا، بچه به کمک شما برای ورق زدن نیاز خواهد داشت. اما کمی که بزرگتر شد خودش اینکار را خواهد کرد.

۱۰- از همان کودکی فرزند خود را به کتابخانه های عمومی ببرید. در کانادا حتی بچه ها هم میتوانند کارت کتابخانه داشته باشند. خیلی از کتابخانه ها برنامه های رایگان برای والدین و فرزندانشان دارند تا به انواع کتابهای کودک، قصه ها، شعرها و ترانه های بچگانه دسترسی داشته باشند. از مسوول کتابخانهء محله تان راجع به این قضیه سوال کنید

۱۱- آواز بخوانید. موسیقی یادآوری لغات را آسان تر میکند، و روش جذابتری است برای اینکه بین شما و کودکتان زبان مکالمه بوجود آید