نکته ای کوتاه راجع به سخنرانی دکتر اباذری

من با دشنام دادن و حتی توهین کردن هیچ مشکلی ندارم و اساساً آنرا بخشی از آزادی بیان و حق سخنران در انتخاب لحن و کلام میدانم. با این مقدمه،‌ به نظر من دو قشر از جامعه از سخنرانی دکتر اباذری برآشفتند. (سخنرانی وی را از اینجا بشنوید)elmedini1
۱- قشری که خود را روشنفکر میداند و اما سلیقه‌ی موسیقی اش «پاشایی» است. خشمشان هم قابل درک است و بحثی نیست.
۲- قشری که بشدت در حباب اخلاقیات گیر کرده است،‌ حتی اگر عضو یکی از بی اخلاقترین جوامع باشد.
قشر دوم دقیقاً همان رویکرد همیشگی حاکمیت در خاموش کردن صدای مخالف را دارد. یعنی با حربه ای بنام «توهین» و بهانه هایی مانند «مقدسات»، «نظام»، «ولایت»،‌ و «اشخاص».
منتهی اینبار کسانی که مایل نیستند محتوای حرفهای رُک و تند و بی پرده‌ی اباذری را بشنوند،‌ «مردم»‌ را در جایگاه مقدسات قرار میدهند و توهین به مردم را از کل حرفهای مورد اشاره‌ی وی،‌ برجسته میکنند.
اصولاً مگر جامعه ای که میزان سرانه‌ی مطالعه اش تنها دو دقیقه در شبانه روز است میتواند جامعه‌ ای فرهیخته باشد که وقتی یک نفر بی پروا آن را «ابله» نامیده و سلیقه اش را «مبتذل» خوانده است اینقدر تعجب کنیم و برآشفته شویم؟ 

هرچند به محتوای حرفهای اباذری هم نقد وارد است از جمله ایده آل گرایی غیرعملی وی برای بایدها و نبایدها در جامعه و اینکه در تحلیل خود جامعه را بشدت به یک دو قطبی «احمق» و «روشنفکر» تقسیم میکند. از دیشب نقدهای مفید دیگری هم به حرفهای اباذری خواندم و امیدوارم نقدهای بیشتری هم نوشته شود اما خواهشاً به هر چه که نقد میکنید پای اخلاقیات و لحن گفتار و توهین و دشنام را وسط نکشید.

Advertisements

تفاوت فرهنگ، تفاوت رفتار، تفاوت کامنتها

این عکس از صفحه‌ی «آزادیهای یواشکی» منتشر شد. 10846099_947748285254553_3449407271772430361_n
پسری تصمیم گرفته برای درک بهتر شرایط حجاب زنان، یک روز کامل را با روسری و پالتو (به جای مانتو) در محل کار خود (خارج از ایران) حاضر شود و همچنین واکنش مردم از نقض قوانین و عرف اجتماعی را تجربه کند.
در زیر عکس بیش از ۲۰۰۰ کامنت نوشته شده بود که میتوان آنها را به سه گروه تقسیم کرد. گروه زنان ایرانی، گروه مردان ایرانی، و گروه غیرایرانیها.
اکثر زنان ایرانی، از این حرکت تقدیر کردند، اکثر مردان ایرانی انواع و اقسام فحشها را نثار این فرد کردند، و اکثر قریب به اتفاق خارجیها این حرکت را بسیار جالب، شجاعانه و قابل تحسین دانستند. البته چند ساعت بعد از انتشار عکس،‌ فحشها و کامنتهای اهانت آمیز توسط صفحه پاک شد.

اما در مورد این کامنتها توضیح زیادی لازم نیست، این فقط یک نمونه‌ی عینی از نگاه بسیاری از مردان ایرانی است. نمیگویم مردان داخل ایران چون خیلی از کامنت گذارها ایرانیان ساکن کشورهای دیگر بودند.
این مردان ایرانی بهمراه بخشی از زنان ایرانی، که از فحشهای رکیک گرفته تا طعنه های تحقیرآمیز و کنایه های جنسیتی را نثار این فرد کردند، فقط و فقط گوشه ای از تفاوت و سطح فرهنگ و آموزشهای اجتماعی ماست.
تفاوتی که بی ارتباط با وجود تبعیض و خشونت و سرکوب علیه زنان نیست.

از مجموع این کامنتها، میتوان گفت که جامعه‌ی ایرانی هنوز و بشدت نیاز به آموزش و مواجهه با تعاریف نوین و علمی در سطح جهانی دارد.
جامعه‌ی محصور شده در مرزهای داخل ایران که بیش از سه دهه است با دنیای بین المللی ارتباط مستقیم نداشته و از نظر بسیاری مبانی و تعاریف اولیه نیاز به بازسازی و ترمیم دارد.
این کامنتها نشانه و هشداری هستند از جامعه‌ی پرخاشگری که آگاهانه یا ندانسته، در زندگی روزمره‌ی خود زن بودن را سرکوب و تحقیر میکند. درست به همان سیاقی که همجنسگرایی را سرکوب و تحقیر میکند.
برای این بخش از اعضای جامعه‌ی ایرانی، مرد اگر لباس زنانه پوشید باید فحشش داد، تحقیر و سرکوبش کرد، اما زنی اگر لباس مردانه بپوشد و سبیل مصنوعی بگذارد، نهایتاً یک طنز جذاب و کاری است جالب چراکه به شأن و منزلت جایگاه «مرد دگرجنسگرای ایرانی» خدشه ای وارد نکرده است.

عکس منتشر شده در صفحه ی آزادیهای یواشکی زنان در ایران را از اینجا ببینید.