نگران آیندهء فرزندانتان باشید

روی زن خود دست بلند میکنید؟
حالا دختربچه تان فکر میکند که در آینده کتک خوردن از شوهرش خیلی بد نیست.

به شوهر خود دشنام میدهید؟
به همین راحتی به پسر خود یاد دادید که در آینده همسرش میتواند با او همینطور صحبت کند.

کودکانتان را سرکار میگذارید و به آنها دروغ میگویید؟
این دقیقا کاری است که در آینده آنها با دیگران خواهند کرد.

str2x_ach_0706_thelma.PDF-770x470

بچه ها هرچه ببینند یاد میگیرند. اگر عشق ببینند رئوف و مهربان بزرگ میشوند. اگر احترام ببینند، رفتارهایشان محترمانه خواهد بود. اگر آرامش ببینند، روانشان آرام خواهد بود.
اگر کینه و سوء استفاده و خشونت و نفرت ببینند، در آینده رفتارهایشان سرشار از همین خصوصیات خواهد بود. رفتارهایی که باعث طرد شدن و تنها ماندن و سرخورده شدنشان میشود.

کاش افراد قدرت این را داشته باشند که روی رفتارهایشان فکر کنند. والدین با رفتارهایشان آیندهء فرزندانشان را شکل میدهند. پدر و مادرها الگوهای رفتاری فرزندان هستند. آیندهء فرزندان، سلامت روح و روانشان و آسایش و آرامش ذهنیشان همگی از همان خانه ای که در آن بزرگ میشوند شکل میگیرد.
نگران آیندهء فرزندانتان باشید. اگر حتی خود قربانی رفتارهای غلط والدینتان هستید، فرزندان خود را قربانی نکنید. جایی باید این چرخهء رفتارهای غلط را شکسته شود.

Advertisements

چقدر از خشونت و بدرفتاری با سالمندان اطلاع دارید؟

چند نفر از شما پدر و مادرهای مسنی را سراغ دارید که از فرزند خود بخاطر رفتار خشونت آمیز شکایت کرده باشند؟ چه تعداد از شما افراد سالخورده ای را میشناسید که از بدرفتاری سرپرست یا کسی که از آنها مراقبت میکند شاکی و ناراضی باشند؟
آیا میدانید یکی از بزرگترین انواع خشونتهای خانگی که هرگز گزارش نمیشود، جایی از آن صحبت نمیشود، و کسی به اهمیت و گستردگی آن نمی پردازد خشونت و بدرفتاری با سالمندان است؟ سوء استفاده و بدرفتاری میتواند توسط اعضای خانواده و یا تیم مراقبت (مثلا در خانهء سالمندان یا بیمارستان) صورت بگیردwrferferfw.
بدرفتاری با سالخوردگان انواع مختلفی دارد:
۱- فیزیکی از جمله کشیدن مو، سیلی، هل دادن، تکان محکم دادن، و حتی داروی بیش از حد دادن
علایم هشدار دهندهء شامل: کبودی بدون دلیل، ترسیدن از فرزندان یا کسانی که از فرد سالخورده مراقبت میکنند، لنگیدن، بریدگی و خراش و درد و تورم و شکستگی و…
۲- روانی از جمله تمسخر، متلک، کنایه، بی توجهی، محدود کردن روابط اجتماعی، تهدید، تصمیم گیری بدون پرسیدن نظر، تحقیر کردن، رفتار با فرد سالخورده مانند یک کودک، داد و فریاد کردن و…
علایم هشدار دهنده: افسردگی، نا امیدی، عدم اعتماد به نفس، عدم برقراری تماس چشمی، ترس از خوابیدن، گاهی بیش از حد خوابیدن، عدم روابط اجتماعی، اضطراب، ترس، بیقراری و …
۳- مالی: شایع ترین نوع بدرفتاری با فرد سالمندان این نوع است. از جمله موارد سوء استفادهء مالی میتوان این مثالها را عنوان کرد: مجبور کردن برای امضای چک یا قولنامه یا سند قرارداد، مجبور کردن برای تغییر وصیتنامه، مجبور کردن برای فروش خانه و اموال، خرج بدون رضایت از اموال فرد سالمند، دزدین اموال، عدم پرداخت هزینه های مالی درمانی از پول خود بیمار سالمند، و…
علایم هشدار دهنده: عدم توانایی پرداخت هزینه های زندگی در حالی که درآمد یا ذخیرهء مالی فرد به نظر کافی است، محدودیت تغذیه و پوشاک، شرایط زندگی بد که با سرمایهء فرد همخوانی ندارد، اضطراب ناگهانی فرد راجع به پول و مایحتاج اولیه، عدم تصمیم گیری برای خرج کردن بدون مشورت با فردی که مشکوک به سوء استفاده است (اغلب فرزندان)
۴- کم توجهی کردن: انکار کردن نیازهای درمانی و مراقبتهای اولیهء فرد سالخورده، عدم مهیا کردن آب و غذای هنگام نیاز، بی توجهی به زمان مصرف داروها، عدم نظارت و مراقبت سلامت فرد، رها کردن در شرایط نامناسب و یا خطرناک، عدم تماس با اورژانس در مواقع ضروری، و…
علایم هشدار دهنده: سوء تعذیه، عدم بهبودی بدون دلیل، تشنگی مفرط، ژولیده و کثیف بودن، بوی بد، زخم بستر، محرومیت از لوازم مورد نیاز مثل سمعک یا دندان مصنوعی، کنسل کردن مدوام وقت دکتر.
غفلت از بی توجهی میتواند سهوی یا عمدی باشد
۵- سوء استفادهء جنسی: این نوع سوء استفاده یا بدرفتاری اغلب از سوی جامعه و اطرافیان نادیده گرفته میشود. فرد سالخورده میتواند به انواع مختلف مورد آزار یا سوء استفاده جنسی قرار بگیرد از جمله از طریق لمس کردن، یا استفاده از کلمات سکسی برای تحقیر یا تحریک.
علایم هشدار دهنده: سرخوردگی و شرمندگی و غمگینی مفرط، عفونت مجاری ادراری مکرر (بخصوص در زنان سالخورده)، احساس ناامیدی و بیچارگی مفرط، عدم آرامش در حضور افراد با جنسیت دیگر، عدم صحبت راجع به نحوهء برخورداری از مراقبتهای روزانه، درد و آسیب در نواحی تناسلی
امیدوارم هم جامعه،‌ هم پرسنل درمانی و هم دستگاههای اجرایی و انتظامی و قضایی در ایران به این موضوع بیشتر توجه کنند. روزی هر کدام از ما ممکن است جزو قربانیان باشیم.

حرفها درد دارند

خیلی سال پیش با یکی از دوستام حرف میزدم. بحث رانندگی شد و ترس و اضطرابی که از تصادف کردن داشت. گفت یه تصادف بد داشته و بعد از اون پشت ماشین مضطرب میشه. به شوخی و خنده گفتم اووه!‌ چیه مگه؟ نکنه آدم کشتی…. گفت آره و زد زیر گریه…. و داستان تلخ تصادفی که با یک عابر داشت را تعریف کرد…

یکی دو سال پیش با دوستی حرف میزدم. میگفت چند روز دیگه امتحان داره و داره درس میخونه. من که چند روز قبلش دوستی باهام همین شوخی را کرده بود با خنده و به شوخی گفتم الان دیگه تو این سن و سال بچه ت باید واسه امتحان درس بخونه…. ناراحت شد… بغض کرد. گفت علی من روی بچه داشتن خیلی حساس و ناراحتم. شاید برای یک پسر، سن و سال برای بچه دار شدن خیلی برجسته و مهم نباشه… ولی برای یک دختر میتونه خیلی موضوع حساسی باشه…

چند ماه پیش با دوستی که تازه باهاش آشنا شده بودم حرف میزدم. عکسی از پای توی گچش فرستاد. برای من که بالای بیست بار دست و پام توی گچ بوده کلا شکستی و گچ گرفتن یه چیز عادی و بی اهمیت شده. به شوخی و خنده گفتم اوهو! نگفته بودی نقص عضو هم داری…. ناراحت شد… زد زیر گریه…گفت بیشتر از یکساله که درگیر یک بیماری استخونی پا شده و درد داره و نمیتونه درست مثل گذشته راه بره….

برای همهء ما پیش اومده و میاد که حرفی نسنجیده میزنیم و کسی را دلخور میکنیم. خیلی وقتها نمیدونیم حرفی که از دهانمون بیرون میاد چه تاثیری میتونه روی طرف مقابل داشته باشه. خیلی وقتها یک شوخی، یک مزه، یک کنایه، یک حرف ساده و یا حتی یک گله و بهانه میتونه برای طرف مقابل بشدت آزاردهنده و ویران کننده باشه. میتونه دنیای اون فرد رو روی سرش خراب کنه. یا حداقل برای مدت کوتاهی باعث رنجش و ناراحتی عمیقش بشه.

لازم نیست دستمون را بیاریم بالا و بزنیم توی گوش یک نفر. خیلی راحت با چند کلمه،‌ حتی بی منظور، حتی به شوخی میتونیم یک نفر را له کنیم. یک نفر را آزار بدیم. یک نفر را ناراحت کنیم.

همیشه در روابط فردی و اجتماعی خودم سعی میکردم مراقب حرف زدن و شوخی کردنم باشم. بچه تر و جوون تر که بودم خیلی بی مهابا شوخی میکردم. مسخره میکردم. دست مینداختم. ولی باز هم سعی میکردم نسبت به دیگران بیشتر مراعات کنم. بمرور زمان و با گذشت سالها بیشتر و بیشتر روی رفتار و حرف زدنم فکر و تامل میکردم اما باز هم گاهی مثل همین مثالهایی که زدم، از دستم در میرفت و چیزی میگفتم که نباید.
باید بیشتر دقت کرد. باید بیشتر مراقب بود.
ولی با این حال، تا چند روز پیش که برای خودم پیش نیومده بود، درد شنیدن حرفهای نسنجیده و تلخ و آزاردهنده رو حس نکرده بودم…

ما خیلی وقتها داستان زندگی آدمها رو نمیدونیم. ما خیلی راحت آدمها را بدون در نظر گرفتن گذشته و پیش زمینه های ذهنی و احساسی و شخصیشون قضاوت میکنیم و نتیجه گیری میکنیم.
نمیدونیم و نمیتونیم حس کنیم یک نفر چه مسیری را تو زندگی طی کرده و تا به امروزش چه لحظه های تلخ و سخت و ناراحت کننده ای داشته و تا این لحظه که روبروی ماست چه زخمهایی توی زندگی خورده که هنوز جاش میسوزه. نمیدونیم بعضی حرفها و بعضی اصطلاحات و کنایه ها چه نمکی روی زخم میتونه باشه و میتونه چه بار معنایی ناخوشایندی برای دیگری داشته باشه.

حرفهای ما فقط صدا یا نوشته نیستند. حرفها باقی می مونند. اثر میگذارند. جایی توی ذهن و روح و روان افراد رد پا میذارن.
مهم نیست چقدر به یک نفر نزدیک و چقدر با یک نفر صمیمی هستیم.
اگر با مشت توی صورت عزیزترین فردت هم بزنی باز هم دردش میاد. درست همونطور که با چند کلمه حرف میتونی بهش آسیب بزنی،‌ عذابش بدی،‌ شکنجه اش کنی.
منتهی درد مشت بعد از چند ساعت خوب میشه. درد حرف شاید تا آخر عمر باقی بمونه…

نسل ما

ما نسلی هستیم که توی بچگیمون بوسیدن و رقصیدن و برهنه بودنِ توی فیلمها واسمون سانسور میشد اما جنگ و کشتن و خونریزی سانسور نمیشد. نتیجه اش این میشه که یه عکس برهنه جنجال بپا میکنه ولی تماشای اعدام در ملأ عام نه.