جناب ظریف! من یک سپاهی نیستم

جواد ظریف در توئیتر انگلیسی خود نوشته است امروز تمام مردان و زنان ایران در برابر تهدیدهای خارجی (ترامپ) سپاهی هستند (و از آن حمایت میکنند).
 
راستش نمیدونم چه تعداد از مردم واقعا امروز از سپاه، بطور مقطعی یا دایمی، حمایت میکنند ولی من شخصا به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی، حتی در صورت حمله به ایران، حاضر به حمایت از سپاه و بسیج نیستم.
 
در دوران جنگ عراق، هنوز ماهیت این ارگان یا مشخص نشده بود و یا تغییر نکرده بود، و شاید هم وجود و تشکیل این نهاد نظامی برای دفاع از کشور ضروری بود.
در آن دوران بخاطر جو سالهای اول انقلاب و بخاطر امید به آینده و دهها دلیل دیگر، خیلی‌ها برای دفاع از کشور حمایت که هیچ، حتی عضو سپاه و بسیج شدند. اما امروز شرایط فرق میکند.
6293
هنوز جای کبود باتوم‌های سپاه و بسیج درد میکند. اهل شعار دادن و مرثیه خواندن نیستم، ولی واقعیت این است که هنوز تصویر صورت خون آلود ندا و نگاه مستقیم سهراب به دوربین از ذهن من پاک نشده. هنوز میرحسین در حصر است و هنوز در نگاه حاکمان و صاحبان قدرت،‌ من و امثال من عاملان و حامیان فتنه و مستحق مجازات هستیم.
 
برای من فرقی ندارد دشمن، یک مو نارنجی روانی در قاره ای دیگر باشد یا یک ریشوی شکم گنده یا یک عمامه به سر پیر و خرفت.
برای من فرقی ندارد گلوله ای که سینهء امثال ندا را شکافت، از اسلحهء یک آمریکایی شلیک شده باشد یا از تفنگ یک سپاهی و بسیجی.
برای من فرقی ندارد میراث و اموال و آمال کشورم به تاراج مافیای وطنی برود یا بدست مهاجمین بیگانه.

Advertisements

آیا جنگی در راه است؟

سالها پیش در خبرها خواندم یکی از سیاستهای غرب دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی در منطقه است. اولین بار که این خبر را دیدم برایم عجیب بود. با خودم میگفتم مثلا چطور میخواهند چنین سیاستی را اجر کنند. آن موقع در تصورات خودم مفهوم شیعه-سنی بیشتر تداعی زاهدان و کردستان و تقویت تروریستهایی مثل جندالله و عبدالمالک ریگی بود.
اما امروز شاید بیشتر و در ابعاد گسترده تری روش اجرای چنین سیاست و ایجاد تنش در منطقه و دامن زدن به اختلاف شیعه و سنی در خاورمیانه را درک میکنم.
شاید ۶-۷ سال پیش ایران و شیعه تا این حد در کشورهای عربی-سنی منفور نبود. آنچه در سوریه و با حمایت نظامی/دولتی ایران اتفاق افتاد چنان موج خشم و نفرتی در بین کشورهای عربی علیه ایران و شیعه ایجاد کرده است که دیگر محدود به دولتها و گروههای تندرو نیست. کافی است با برخی افراد عادی کشورهایی مثل مصر و قطر و امارات و حتی عراق وارد گفتگو شوید تا میزان خشم و کینه را در نحوهء حرف زدن و برخوردشان حس کنید.
sunnishia
اوایل سال گذشتهء میلادی در اوج بحران کشتار کردها در ترکیه، وارد ایستگاه مترو شدم و دیدم دو جوان چشم و ابرو مشکی پارچه ای بدست گرفته اند که روی آن نوشته است «ترکیه مشغول قتل عام کردهاست». من که از طرف مادری رگ کردی دارم همیشه نسبت به کردها احساس همدلی داشته ام. جلو رفتم و با یکی از آنها دست دادم و ابراز همدلی کردم.
گفتم مادر من هم کرد است و خیلی از شنیدن این اخبار متاسفم. جوان کرد با خوشحالی پرسید که مادرم کرد کجاست و من گفتم کرد ایران.
لبخند روی صورت پسر محو شد و با کمی لکنت ناشی از شاید خشم و تردید و با اخمی به صورت گفت ایران توی سوریه چیکار میکنه (شاید ترجمهء دقیقتر این باشه که ایران در سوریه چه غلطی میکنه).
من لبخند زدم و گفتم از شنیدن اون اخبار هم ناراحتم و امیدوارم هرچه زودتر وضعیت خاورمیانه به ثبات و صلح برسه.
پسر جوابی نداد و سعی میکرد چشمهایش را از چشمهای من بدزد. در همین لحظه بود که قطار رسید و من سر شانه اش زدم و گفتم به امید اینکه همه جا صلح باشه و به سمت قطار رفتم.
 
سه سال پیش کنفرانسی در دانشگاه کونکوردیای مونترال برای بررسی وضعیت سوریه بود. یک سخنران (که بعدها گفته شد مامور سی.آی.ای بوده) در حمایت از مبارزهء مسلحانه و جنگ تمام عیار علیه حکومت بشار اسد آمده بود و یک سخنران در حمایت از مبارزهء بدون خشونت. اغلب شرکت کننده ها عربهای سوری، عراقی و لبنانی بودند.
من و دوست ایرانی ام وسط جمعیت نشسته بودیم. اواسط جلسه بود که با چند خانم که کنار من نشسته بودند وارد خوش و بش شدیم. پرسیدند اهل کجا هستیم و وقتی گفتم ایران، یکی از خانمها که جوانتر بود و پرهیجان تر، شروع کرد به انتقاد از ایران و اینکه دست ایران به خون مردم بیگناه آلوده است. حدس میزدم که دارد سعی میکند مودب باشد و خشم خودش نسبت به حکومت ایران را سر من خالی نکند. من فقط ابراز ناراحتی از وضعیت موجود کردم. حرف بیشتری برای گفتن نداشتم.
بعدا با چند نفر از افراد حاضر در جلسه که دو سه نفرشان از قضا سوری بودند برای شام به رستورانی رفتیم. غم دیدن صحنه های کشتار و فیلمهای مستندی که در آن جلسه دیدم هنوز با من باقی مانده است.
 
چند روز پیش مقاله ای میخواندم که میگفت آمریکا و اسراییل در طرحی مشترک مشغول حمایت مالی و نظامی از چند کشور عربی هستند که علیه ایران اقدام نظامی کنند. مقاله میگفت که آمریکای زیر مدیریت ترامپ خودش وارد جنگ مستقیم با ایران نخواهد شد ولی بصورت غیرمستقیم قصد مقابله با ایران را دارد. اولین میدان عملیاتی این تقابل هم سوریه یا یمن خواهد بود.
امروز مقاله ای خواندم که وزیر خارجه عربستان می‌گوید کشورش حاضر است به سوریه نیروی نظامی بفرستد تا علیه داعش، ایران و نیروهای بشار اسد یا حزب‌الله مبارزه کنند.
 
انگار تمام قطعه های پازل جنگ هر روز کنار هم قرار میگیرند. انگار دوباره سایهء شوم جنگ یا سایهء ترس از جنگ قرار است روی سر ما بیافتد.
 
این وسط چیزی که هنوز برای من قابل درک نیست این است که چه کسانی و با چه منافعی در حکومت ایران خواهان ایجاد تنش و جنگ احتمالی هستند.
آیا این احتمال را نمیدهند که بروز جنگ باعث سرنگونی و فروپاشی حکومتشان میشود؟
آیا در حباب توهمات قدرت نظامی خود علیه کشورهای همسایه و آمریکا و اسراییل هستند؟
آیا شرایط امروز را با جنگ عراق و ایران یکی میدانند؟
آیا دلخوش به حمایت چین و روسیه هستند؟
جواب این سوالها شاید به درک بهتر برخی رفتارهای غیرقابل درک حکومت ایران کمک کند.