مار در آرم سازمانهای بهداشت و درمان نشانهء چیست؟

یکی از اماکنی که هربار در اصفهان مهمانی از شهر یا کشور دیگری دارم حتما همراهشان میروم کلیسای وانک است. روی دیوارهای داخل کلیسا نقاشی داستان خلقت از آدم و حوا شروع میشود و تا آخرالزمان و روز داوری ادامه دارد. امسال تابستان برای اولین بار این نقاشی نظرم را جلب کرد. عجیب بود که تا بحال ندیده بودمش و برایم جالب بود که هنوز مرز حماقت و جهالت مسوولین به نقش و نگارهای داخل کلیسا نرسیده و آنها را مثل اماکن دیگر تاریخی اصفهان سانسور نکرده اند و روی آن را گچ نگرفته اند

img_4455

بخشی از داستان موسی و قوم بنی اسرائیل بر دیوار کلیسای وانک

از آرتینه، دوست قدیمی و ارمنی ام ماجرای این نقاشی را پرسیدم که از روی کتاب مقدس مسیحیان ماجرا را برایم نقل کرد. میگفت موسی قوم بنی اسرائیل را از دست فرعون مصر آزاد میکنه و تا به کنعان ببرد اما به دلیل مشکلات مختلف مسیر چهل روزه ای که قرار بوده طی کنند چهل سال طول میکشه و مجبور شدند بارها و بارها اون مسیر را پیاده طی کنند. تا اینکه مردم شروع به اعتراض و شکایت میکنند که ای کاش در مصر مانده بودیم و اصلا نمی آمدیم و خلاصه ناشکری میکنند. در آن زمان طبق کتاب مقدس، مجازاتِ گناه و ناشکری خیلی شدید بوده «پس خداوند، مارهای آتشی در میان قوم فرستاده، قوم را گزیدند و گروهی کثیر از اسرائیل مردند. و قوم نزد موسی آمده و گفتند: گناه کرده ایم زیرا که بر خداوند و بر تو شکایت آورده ایم، پس نزد خداوند دعا کن تا مارها را از ما دور کند.»  و خدا به موسی میگوید :«ماری بساز و آن را بر نیزه ای بردار، و هر گزیده شده ای که بر آن نظر کند خواهد زیست».

آرتینه میگفت که یکی از ریشه های وجود مار به عنوان سمبل درمان و پزشکی در طب قدیمی همین ماجرا بوده. این گفتگو باعث شد در اینترنت جستجویی کنم و متوجه شدم که داستانهای افسانه ای و اسطوره ای دیگری هم مرتبط با این علامت وجود داشته. مثل داستان عصای چاووش هِرمِس که از خدایان یونان باستان بوده است. عصایی که از دو مار در هم تنیده تشکیل شده است و نماد فعالیت چاکراها حتی در طب سنتی هندی و یوگا هم بوده است. هرمس افسونهای خود را به یاری این عصا جاری میساخته است.

47dba8f2be0cd8d72ae960c9a9b5d93b

عصای چاووش هرمس

داستان دیگر ماجرای چوبدست اسقلبیوس است. اسقلبویس یا آسکِلِپیوس در یونان باستان بعنوان خدای سلامت و بهبودی شناخته میشده است و در آن زمان برای بزرگداشت آسکِلِپیوس، مارهای غیرسمی در مراسم و آیین درمانی بکار گرفته می‌شدند، این مارها در میان اتاق استراحت بیماران و زخمی‌ها می‌خزیدند.

7302047_orig

عصای آسکلیبوس

حتی در متن سوگندنامهء اصلی بقراط هم آمده است: «من به خدایان سلامت و تندرستی آپولون و آسکلپیوس و هایجیا و پاناسیا و به تمام خدایان سوگند میخورم…» امروزه همچنان سازمانهای درمان و بهداشت زیادی سراسر دنیا از مار در علامت و نماد خود استفاده میکنند از جمله سازمان بهداشت جهانی که لوگوی آن را در پایین می بینید

who

آرم سازمان بهداشت جهانی

Advertisements

وارثان یغماگر تاریخ

… چنان شد که در آخر دوره قاجارها تفنگچیان کنار جوی آبِ نقش رستم بساط پهن میکردند و بر سر بهدف خوردن گلوله هایشان بر چشم و چهره‌ی تصاویر بی دفاع نیاکانشان شرط می بستند، و چون با گلوله به کندن و یا پاشیدن پیکر تراشیده ای توفیق می یافتند، فریاد شادیشان بهوا می رفت و زمین از گناه بی اعتنائیشان می لرزید… (بخشی از راهنمای مستند نقش رستم – نوشته علیرضا شاپور شهبازی).دروازه ملل

این بخش از کتاب را بدین جهت انتخاب کردم که گویا هنوز بعد از گذشت سالهای سال، این جهل و بی اعتنایی در سرزمینمان نه تنها کمتر نشده بلکه رنگ خودخواهی و بی اعتباری هم به خود گرفته است. در طی دو ساعت زمانی که در تخت جمشید قدم میزدم، ۴ بار با صحنه هایی روبرو شدم که سه بار آن منجر به مشاجره و دعوای لفظی شد.
سکوت و بی اعتنایی عابرین و بازدید کنندگان برایم عجیب بود. عجیب و تاسف آور از این جهت که میدیدم بازدید کنندگان خارجی نسبت به این افراد واکنش نشان میدادند و یا با تعجب و تاسف نگاهشان میکردند اما اغلب ایرانیان که در واقع وارثان و صاحبان این آثار تاریخی هستند بی اعتنا از کنار این موضوع میگذشتند.
تصویر مربوط به ۹ مرداد ۱۳۹۳، تخت جمشید، دروازه ملل. چهرهء فرد را محو نکردم چرا که علارغم اعتراضهایی که کردم و با وجود آنکه سعی کردم برایش توضیح دهم، با تمسخر جواب میداد و لجبازی میکرد. ناچار شدم نگهبانی که چند متر آنطرف تر زیر سایه نشسته بود (و البته این ماجرا را نمیدید) صدا بزنم تا با داد و بیداد این فرد را به این سوی حصار برگرداند.