آوازخوانی در حضور زنده یاد عباس کیارستمی

سولماز نراقی در کانال تلگرامی خودش این ویدئو را برای اولین بار منتشر کرده است. ویدئویی که در دیدار با عباس #کیارستمی در بستر بیماری است.
چه تلخ و غم انگیز بود آنجا که کیارستمی اشکهایش را پاک میکند.

متن زیر نوشتهء سولماز نراقی همراه با انتشار این ویدئو است:
«دريغ از روزهاي تلخِ!
#بيمارستان_جم كه براي لختي آسودن از دردهاي فزاينده ات، به خواندن فرا مي خواندي ام:

عمري دگر ببايد بعد از وفات مارا
كاين عمر طي نموديم اندر اميدواري

ده سال گذشته بود از زماني كه براي نخستين بار اين قطعه را شنيده بودي و دلداده اش شده بودي. هر بار به اين بيت از غزل سعدي مي رسيدم مي ديدمت كه منقلب شده اي و چيزي از عمق جانت تنوره مي كشد.
با اين همه تنها و تنها يك بار ديدم كه اشك بريزي. شايد از آن رو كه مي دانستي (و تنها تو مي دانستي) كه اين آخرين بار است…

آخرين تصويرت را عزيز مي دارم
آخرين يادگارم از شيوه ي ديدن و شنيدنت
يادت گرامي باد بزرگمرد!»

#عباس_کیارستمی

Advertisements

دختر دبستانیِ آواز خوان، بزرگ شد

چند سال پیش این ویدئوی دختر دبستانی را دیدم و همیشه نگران بودم که چنین دختران و چنین استعدادهایی تلف شوند اما درود میفرستم به خانوادهء این دختر که قدر گوهر دانستند. امیدوارم در آینده کارهای بیشتر و جدی تری از این خوانندهء خوش صدا داشته باشیم

فرهاد دریا

بواسطهء دوستی افغانستانی با ترانه ای از خوانندهء ۵۳ سالهء افغان به نام «فرهاد دریا» آشنا شدم که پس از همان چند ثانیهء نخست، ترانه به دلم نشست.
فرهاد خواننده ای ساکن آمریکا و از جمله تاثیرگذارترین خوانندگان معاصر افغانستان است. او از سال ۲۰۰۶ سفیرصلح سازمان ملل در افغانستان بوده است. در کنسرتهایش در کشورهای مختلف ترانه هایی به زبانهای فارسی، پشتو، اردو، ازبکی و انگلیسی اجرا کرده و کنسرتهایش در افغانستان همواره رایگان بوده است.

 یکی از کارهای اخیر وی ترانهء اوغایتا (اون وقتها) است که اشاره به زمانهای قدیم و گذشته، احتمالا دههء ۴۰-۵۰ میکند. متن شعر ترانه را میتوانید در پایین بخوانید

  او غایتا چی غایتا بود (اون وقتها چه وقتهایی بود)، او غایتا، اوغایتا
او غایتا چی غایتا بود، او غایتا، اوغایتا

غایتای عاشقی بود، وقتهای کاکگی بود، این دلکی دیوانه، جوان از تازگی بود
گلبته های خانه سرشار از زندگی بود، او غایتا، او غایتا

امنیت برقرار بود، امنیت تیت کود بود، بین دلهای ما پر بود
درختان عکاسی پیره دار کابل بود، جوانها احمد ظاهر میشنودند
کودکان برگ چنار میسرودند، جوانها احمد ظاهر میشنودند
چوچه ها قو قو قو قو میسرودند

ملا درمسجد بود او غایتا، معلم در مکتب بود او وختا (وقتها)، هنوز عاشقی و جوانی تمام مطلب بود او وختا (وقتها)، او غایتا، او غایتا

هنوز از عشق و اخلاص، برکت بود در بازار، هنوز زمینهای خدا گندم میداد نه کوکنار
هنوز، هنوز، هنوز بهشت انام مادران بود، هنوز کنار سفره جا برای خواهران بود

قانون با حیبت بود اوغایتا، رهبر با ملت بود او وختا (وقتها)، گردن کلفت همسایه پیش روی ما پت بود او وختا (وقتها)
او غایتا، اوغایتا

نان بی سیاست میخوردیم، آب بی سیاست میخوردیم ، دور از سیاست پیر گشته، آدم واری میمردیم
او غایتا چی غایتا بود، او غایتا، او غایتا

غایتای عاشقی بود، وقتهای کاکگی بود، این دلکی دیوانه، جوان از تازگی بود
گلبته های خانه سرشار از زندگی بود، او غایتا، او غایتا


ترانهء دوستی


ترانهء خلوت دل که از کارهای قدیم و بسیار محبوب اوست


شاید معروف ترین و شناخته شده ترین ترانه اش در ایران، ترانهء گردش چشم سیاه تو است


و ترانه ای شاد به اسم شیشتا باشم