منظور شما دقیقا از فرهنگ چیست؟

شاهد بحثی بودم که یک طرف ماجرا میگفت ایرانیها بی فرهنگ شده اند و طرف دیگر که آشفته و عصبانی شده بود میگفت تو در غرب ذوب شده ای و فرهنگ غنی ایران را فراموش کردی.
aspects-of-culture-beyond-language-infograph-869x1024
واقعیت این است که خیلی از ما دچار اشتباه رایجی در بحث های مربوط به فرهنگ هستیم. وقتی صحبت از فرهنگ میشود، چه فرهنگ کشورهای مختلف، چه شهر یا جامعه و یا اشخاص، اول از همه باید پرسید تعریف شما از فرهنگ چیست؟ آیا وقتی شما از فرهنگ حرف میزنید از تاریخ و شعر و هنر و ادبیات صحبت میکنید؟ به طرز حرف زدن و رفتار کردن و لباس پوشیدن و غذاخوردن آدمها اشاره میکنید؟ منظورتان طرز رانندگی است؟ یا منظورتان باورها و اعتقادات یک جامعه است؟ از قوانین و پایبندی به رعایت قوانین حرف میزنید یا از اهمیت رعایت اصول اخلاقی؟ به عادتهای رایج و کلیشه ها و روال عادی زندگی اشاره میکنید یا از میزان کتابخوانی و دانش و توانایی و استعداد یادگیری افراد حرف میزنید؟ آیا از دید شما فرهنگ محدود به مرزهای جغرافیایی و تاریخی است یا افراد و جوامع دور از هم و با سابقهء تاریخی کاملا متفاوت هم میتوانند تشابهات و مشترکات فرهنگی داشته باشند؟ و… به نظر من به دلیل همین گستردگی تعاریف و اجزای مختلف چیزی به اسم فرهنگ است که اغلب در بحثهای عمومی، هر کس راجع به آنچه در ذهن خود تصور کرده حرف میزند بدون آنکه بداند طرف دیگر چه تصوری از فرهنگ دارد. مثلا اگر کسی بگوید من عاشق فرهنگ ایران هستم دقیقا منظورش چه اجزایی از فرهنگ است. و اگر کسی بگوید من از فرهنگ ایران متنفرم دقیقا به چه بخشهایی از آن اشاره میکند. آیا اساسا در توصیف فرهنگ، که نمیتوان هیچ دو آدمی را پیدا کرد که تمام اجزای فرهنگی آنها عین هم باشد، میتوان از صفات خوب و بد استفاده کرد؟ بی فرهنگ و بافرهنگ اصلا معنایشان چیست؟ فرهنگ غرب و شرق یا هر دو قطبی دیگری که برای فرهنگ استفاده میشود به چه چیزی اشاره میکند؟‌ آیا یک نفر از شرق الزاما فرهنگش شرقی است؟ غربزدگی که مستقیما به فرهنگ غرب با بار معنایی منفی اشاره میکند، دقیقا راجع به چه چیزی صحبت میکند؟ اصلا آیا غربزگی یا شرقزدگی باید بار معنایی خوب و بد داشته باشند؟ آیا پایبندی به فرهنگ یک ارزش است؟
اصلا وقتی میگوییم فرهنگ ایرانی، منظورمان چه کسانی است؟
Advertisements

نحوهء عذرخواهی

رفتار انسانها آموختنی، قابل تغییر و پرورش یافتن است. یکی از مشکلاتی که خیلی از ما در روابط بین فردی با آن مواجه شده ایم، مهارت یا به تعبیری هنر عذرخواهی کردن است. همهء ما در زندگی، مراودات و معاشرتهای روزمره مان بخاطر رفتارهای خود در موقعیت عذرخواهی قرار میگیریم. رفتاری که میتواند منجر به سوء برداشت،‌ دلخوری، مشاجره و حتی قطع رابطه شود. اما در اغلب موارد یک یا هر دو طرف ماجرا، بدلایل مختلفی حاضر به معذرت خواهی نیستند. این دلایل میتواند شامل عدم اعتماد به نفس، عدم عزت نفس کافی، عدم احترام به طرف مقابل،‌ غرور کاذب، خودخواهی، ترس از عذرخواهی، ترس از قضاوت شدن، ترس از قرار گرفتن در موقعیتی غیرمنتظره و نهایتا عدم بلوغ فکری باشد.
جالب اینجاست که حتی بسیاری از افراد هم که حاضر به عذرخواهی کردن هستند درواقع یا از سر رفع تکلیف اینکار را میکنند و یا نحوه و تکنیکهای لازم برای ابراز یک عذرخواهی موثر را نمیدانند.
نکات زیر ترجمه و گردآوری از چندین وبسایت رواشناسی پیرامون این مساله است که امیدوارم به اصلاح رفتارها و مهارتهای بین فردیمان کمک کند.
۱) بخش اصلی فرایند عذرخواهی کردن، قبول و تصدیق این است که رفتار ما باعث ناراحتی طرف مقابل شده است. اینجا بحث خطاکار و تنبیه و تشویق مطرح نیست. صرفا قبول این مهم که رفتار ما منجر به دلخوری در فرد مقابل شده است میتواند به درک طرف مقابل کمک کند. رفتار و گفتار ما الزاما شبیه آنچه ما در ذهن داریم توسط دیگران برداشت نمیشوند و پی بردن به آنچه فرد مقابل از رفتار ما برداشت کرده است نکته ای اساسی است. میتوانید با این جمله گفتگو را شروع کنید:‌ «می فهمم که کارم باعث شد ناراحت شوی». با این جمله به طرف مقابل می فهمانید که احساسی را که به وی دست داده است می پذیرید.
۲) مسوولیت پذیری گام بعدی است. یکی از دلایل اصلی ترس یا عدم عذرخواهی همین قسمت است. افراد به دلیل غرور یا ترس از روبرو شدن با واکنشی غیرمنتظره، تمایل به عذرخواهی ندارند. اگر براستی میخواهیم عذرخواهی مان موثر و واقعی باشد باید یاد بگیریم مسوولیت و تاوان رفتارمان را بپذیریم. مسوولیت پذیری مهارتی نیست که ناگهانی بدست آوریم. تخصصی است که باید از کودکی آموخته باشیم، اما این دلیل نمیشود که اگر مسوولیت پذیر بار نیامده ایم کماکان به این رفتار خود ادامه دهیم. هیچ زمانی برای آموختن و تغییر دیر نیست.
۳) برای عذرخواهی کردن وقت بگذارید. عذرخواهی های سرسری و عجولانه یا با لحنی کلافه، طعنه آمیز یا از سر رفع تکلیف نه تنها کمکی به بهبود اوضاع نمیکند بلکه اثراتی مخرب بدنبال دارد. اگر امکان دارد بصورت حضوری عذرخواهی کنید در غیراینصورت حتما با تلفن اینکار را انجام دهید. این نشان میدهد که فرد مورد نظر برای شما اهمیت ویژه ای دارد که حاضرید برایش وقت بگذارید.
۴) اگر فرد مقابل برایمان دارای اهمیت است، و میخواهیم با او ارتباط دوستانه یا عاشقانه مان را ادامه دهیم، باید با انتخاب کلمات مناسب و متناسب با شرایط سعی در نشان دادن این موضوع کنیم. باید به فرد روبرو صراحتا بگوییم که برای ما فردی مهم است و از رنجش او ناراحت هستیم. باید در گفتار و رفتار خود نشان دهیم که متوجه دلخوری فرد مقابل شده ایم و قصد جبران داریم. در این مرحله بیان کردن تاسف با بزبان آوردن «متاسفم» راهگشاست. اما صرف ابراز تاسف کافی نیست. لازم است میزان تاسف خود را توصیف کنید و دلایلی که باعث ناراحتی یا سوء برداشت شده است را بزبان بیاورید. گاهی باید به فرد مقابل یادآوری کنید که چرا برای شما فردی مهم و عزیز است. خاطرات مشترک و لحظه های خوب را یادآوری کنید.
۵) از تکرار جزییات آنچه منجر به تضاد و تعارض بین شما شده است خودداری کنید. گاهی یادآوری جزییات منجر به تکرار آزردگی و تداعی دلخوری میشود. یک بار ناراحت شدن برای فرد مقابلتان کافی است.
۶) شاید آرامبخش ترین کاری که در انجام عذرخواهی لازم است انجام دهید، به زبان آوردن نقش خود در ماجراست. به هیچ عنوان سعی نکنید رفتار خود را توجیه کنید یا در مقام دفاع از خود برآیید. یادتان باشد فرایند عذرخواهی کردن فقط برای دلجویی از فرد مقابل است نه دفاع از رفتار خودتان. اهمیتی ندارد که رفتار شما عمدی بوده یا نه، اهمیتی ندارد که چه دلایلی منجر به این اتفاق شده است. نهایتا نتیجه یکی است و آن آزردگی فرد مقابل است. دلخوری فرد مورد نظر تنها نکته ای است که باید روی آن تمرکز کنید. مگر آنکه فرد مقابل برایتان ارزشی نداشته باشد!
۷) در مواردی که خطایی جدی صورت گرفته، حتما باید اذعان پشیمانی و درخواست بخشیدن کنید. صرف اینکه بگویید متاسفم کافی نیست. باید بزبان بیاورید. باید عمل کنید.
۸) کلمات وسیلهء ارتباطی بین شما و دیگران هستند. با بکار بردن کلمات مناسب بگویید که دیگر رفتاری که منجر به آزار فرد مقابل شده است تکرار نمیشود.
پس بطور خلاصه پذیرش مسولیت، درک دلیل ناراحتی فرد مقابل، یادآوری اهمیتی که آن فرد برای شما دارد، تلاش برای بهبود وضعیت، اقرار به نقش خود در ماجرا، درخواست بخشش و ابراز ناراحتی، قول دادن تلاش برای جلوگیری از تکرار آنچه پیش آمد.
در پایان فراموش نکنید که معذرت خواهی معامله نیست. قرار نیست در هنگام عذرخواهی برای سبک شدن بار مسوولیت، کمی از تقصیرات را هم به گردن دیگری بیاندازید. تنها انسانهای شجاع،‌ مسوول، بالغ و مهربان قادر به عذرخواهی هستند.

چگونه تسلیت بگوییم

چگونه تسلیت بگوییم!

رفتارهای فردی و اجتماعی ما، بخشی از آموخته هایمان از محیط و فرهنگ پیرامونمان است. در جوامع سازمان یافته بسیاری از این بدیهی ترین و ساده ترین مسایل و رفتارهای بین فردی، به روشهای گوناگون و از طرف نهادهای مختلف به شهروندان آموزش داده میشود. هرچند با رجوع به منطق، ادب و عقل خود میتوان بسیاری از این نکات ساده را تشخیص داد، با این حال در دست داشتن یک پروتکل و دستورالعمل ساده میتواند به بهبود رفتارهای بالغ و مثبت ما کمک کند. متن زیر خلاصه ای از مقاله ای انگلیسی است که بصورت اتفاقی با آن روبرو شدم.10262118_10154000660695214_148206543934638984_n

چگونه با فرد عزادار همدردی کنیم: چه بگوییم و چه نگوییم!

فهرست زیر شامل نکاتی است که بهتر است هنگام تسلیت گفتن در نظر بگیریم.

*** چه چیزهایی بگوییم:
بطور کلی هدف از ابراز همدردی نشان دادن دلسوزی و نگرانی شما برای فرد عزادار است. میتوان بزبان آورد که شما چقدر دلتان برای فردی که از دنیا رفته تنگ میشود یا میتوانید برخی خاطرات خوب گذاشته با وی را در میان بگذارید. مهمترین نکته برای مکالمه در این خصوص این است که دلواپسی و نگرانی خود را برای فرد عزادار نشان دهید. ابراز اینکه ناراحتید و به عنوان یک حامی قابل دسترسی و اتکا هستید بسیار موثر خواهد بود.
– « بابت از دست دادن … بسیار متاسفم »
اگرچه این اصطلاح تبدیل به یک کلیشه شده است، همچنان میتواند به عنوان یک راه مکالمه ی ساده و مختصر برای ابراز همدردی بکار رود. اگر جملات زیادی به ذهنتان نمیرسد، گفتن «بسیار متاسفم» میتواند نشانگر ناراحتی و همدردی شما برای آن فرد باشد.

– « تو در فکر من هستی / من به تو فکر میکنم. »
اینکه فرد عزادار بداند که به شرایط سخت روحی فرد آگاهید به او کمک میکند که کمتر احساس تنها بودن در آن شرایط سخت را تجربه کند و به او یادآوری میکند که شما به اندازه کافی برای او نگرانید که به او فکر میکنید.

– « او (فرد فوت کرده) یک انسان خارق العاده/بزرگ/شریف/… بود »

– « دلم برای او (فرد فوت کرده) تنگ خواهد شد »

– « میدانم که این شرایط برای شما بسیار سخت است »
اقرار به رنج و دردی که فرد عزادار احساس میکند میتواند تسلی بخش باشد. خیلی افراد که کسی را از دست میدهند خود را در تنهایی شدید و انزوا احساس میکنند و شما با اعلام آگاهی خود به سخت بودن شرایط موجود به فرد عزادار کمک میکنید که کمتر احساس تنهایی کند.

– « من عاشق تو هستم/ من دوستت دارم »
اگر به فرد سوگوار بسیار نزدیک هستند، یادآوری اینکه او را دوست دارید میتواند بسیار کمک کننده باشد. سوگواری میتواند منجر به حس تنها بودن شود، و با یادآور شدن اینکه شما آنها را دوست دارید و برای همدلی و یاری رساندن آماده اید میتواند به آنها حس آرامش دهد.
– « هر زمانی را که مناسب میدانی و آماده ای، دوست دارم با هم صحبت کنیم/خلوت کنیم و بیشتر راجع به فردی که از دنیا رفته صحبت کنیم تا بیشتر او را بشناسم »
اگر فرد متوفی را چندان نمیشناختید، پیشنهاد گوش کردن به صحبت های نزدیکان عزادار راجع به عزیز از دست رفته اشان، نه تنها به آنها حس مورد توجه قرارگرفتن میدهد بلکه حتی از میزان فشاری که فرد متحمل میشود نیز کم میکند. اطلاع دادن اینکه شما همیشه برای حمایت و کمک آماده اید میتواند یک دلداری موثر در شرایط پراسترس و ناراحت کننده موجود باشد.

– « یک خاطره مشترک خوب از فرد از دست رفته رو یادآور شوید »

*** چه چیزهایی نگوییم:
بسیاری افراد نگران گفتن جملات نادرست به فرد عزادار هستند. به این دلیل که فرد سوگوار اصولاً دچار احساسات جریحه دار شده است و بشدت حساس و احساساتی است و یک صحبت نادرست میتواند واکنشی شدید بهمراه داشته باشد. شما باید از موضع عشق و محبت و همدردی صبحت کنید و با صداقت کامل به شرایط سخت موجود اعتراف کنید. سه قانون کلی مناسب برای فهمیدن اینکه چه چیزی نگوییم عبارتند از:
1- مرگ فرد متوفی را انکار نکنید
2- اینکه فرد سوگوار در شرایط روحی و احساسی سختی است را انکار نکنید.
3- اینکه این مرگ میتواند زندگی تمام اطرافیان فرد را تغییر و تحت تاثیر قرار دهد را انکار نکنید.

– « من میدانم/میتوانم تصور کنم که شما چه احساسی دارید »
اگرچه این جمله یک ابراز همدردی به نظر میرسد، در خیلی موارد میتواند اثری برعکس بهمراه داشته باشد. هرکس سوگواری و از دست دادن عزیزش را به سبک متفاوت و مختص به خود تجربه میکند، و شما باید فرد سوگوار را تشویق کنید که به روش خاص خودش عزادار باشد. راه بهتر برای ابراز همدردی این است که بگویید » اگر مایلی راجع به اینکه چه حسی داری و چطور هستی صحبت کنیم، من همیشه آماده شنیدن هستم»

– « او الان در جای بهتری است »
بجز مواردی که شما مطمئنید که فرد متوفی و فرد عزادار هر دو به زندگی بعد از مرگ اعتقاد دارند، گفتن این جمله میتواند اهانت آمیز و ناراحت کننده باشد. بجای آن بهتر است که به رنج و ناراحتی که فرد سوگوار تحمل میکند اقرار کنید.

– « چطوری؟ خوبی؟ چه خبر؟ چی کار میکنی؟ »
برای اغلب افرادی که مرگ یک عزیز را تجربه کرده اند، پاسخ واقعی و درونی به این سوالات «خوب نیستم» است. هرچند قصد فرد سوال کننده جویا شدن از احوال فرد عزادار است، بدیهی بودن و خودمانی بودن بیش از حد این گونه سوالات باعث میشود که فرد عزادار مجبور به تعارف کردن یا احوال پرسی به سبکی که در عرف رایج است باشد و این خود میتواند حس سخت و دشواری برای فرد عزادار بهمراه داشته باشد.

– « دیگه میتونی به زندگی خودت برسی »
این جمله بخصوص در مواردی که فرد فوت شده دچار یک بیماری طولانی و دردناک بوده است میتواند بسیار ناراحت کننده باشد. هنوز فرد سوگوار نیاز به زمان و سپری کردن دوران عزاداری دارد. باید با دادن زمان و مکانی که وی برای عزاداری نیاز دارد از او حمایت کنید.

– « من نمیدونم چیکار میکردم اگر فلان عزیز من مرده بود »
در حالیکه این جمله میتواند کاملاً درست باشد، هیچ اثری در آرام کردن فرد سوگوار ندارد. درواقع میتواند منجر به این شود که فرد عزادار بیشتر احساس تنها ماندن و انزوا کند. بجای این جمله، عمق درد و رنجی که او متحمل شده است را بر زبان بیاورید و برای حمایت و همدلی اعلام آمادگی کنید.

– « حداقل مرگ سریع و بی درد بود / حداقل مرگ ناگهانی نبود و فرصت خداحافظی کردن داشتید / حداقل راحت شد (بخصوص وقتی فرد متوفی بصورت طولانی بیمار بوده است) »
مرگ یک عزیز فوق العاده سخت است، فرقی نمیکند چگونه اتفاق افتاده باشد. اگرچه شما سعی میکنید که به فرد عزادار نیمه پر لیوان یا نقطه مثبت قضیه را یادآور شوید، او همچنان نیاز به زمان برای عزاداری کردن دارد و در شرایط مناسبی برای نگاه کردن منطقی به این حادثه نیست.

– « نگران نباش، بزودی حالت بهتر میشه »
درحالیکه قصد کمک به فرد عزادار برای نگاه به آینده را دارید، توجه به این نکته بسیار مهم است که به او زمان لازم برای عبور از مرحله سوگواری داده شود. به هیچ عنوان وی را تحت فشار برای غلبه بر احساسات جریحه دار شده اش قرار ندهید.

****چه زمانی تسلیت بگوییم.
درک اینکه چه زمانی بهترین زمان برای تماس گرفتن و ابراز همدردی است مسلماً وابسته به نوع ارتباط و میزان نزدیکی شما با فرد عزادار یا متوفی است. به عنوان قانونی کلی: – اگر رابطه شما خیلی نزدیک است، هرچه زودتر باید تماس بگیرید. – اگر با فرد آشنایی دارید بهتر است تا زمان برگزاری مراسم خاکسپاری یا پس از آن صبر کنید. بخصوص در مورد همکاران و در روابط حرفه ای.